۱۴۰۵ مرداد ۲۵, یکشنبه

مقبرهٔ سه‌اغر؛ آرامگاه ویس اتکه و یادگار روزگار تیموری در کابل

 

نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد 

در دامنهٔ شرقی کوه تخت‌شاه، در میان گورستان تاریخی شهدای صالحین کابل و در جنوب آرامگاه تمیم انصار، گنبدی تاریخی قرار دارد که امروزه به نام «سه‌اغر» شناخته می‌شود. این آرامگاه از بناهایی است که نام آن با تاریخ دورهٔ تیموری کابل، الغ‌بیگ میرزا و یکی از رجال مهم دربار او، میرزا ویس اتکه، گره خورده است. (۱)



سه‌اغر یا سه‌الغ؟

دربارهٔ نام این آرامگاه دو روایت وجود دارد. احمدعلی کهزاد اصل نام را «سه‌الغ» می‌داند و معتقد است که این واژه در زبان مردم به مرور به «سه‌اغر» تبدیل شده است. به باور او، ارتباط نام «الغ» با الغ‌بیگ میرزا و خاندان او، با توجه به مدفون بودن شماری از وابستگان الغ‌بیگ در این آرامگاه، منطقی‌تر از توضیح عامیانهٔ نام است. (۱)

اما در میان مردم، روایت دیگری نیز دربارهٔ وجه تسمیهٔ آن وجود داشته است. در گذشته، در بیرون گنبد و در سمت راست دروازهٔ ورودی، سنگ یا صخرهٔ بزرگی قرار داشت که بر روی آن سه حفرهٔ عمیق کنده شده بود. محمد اکبر امینی اندازهٔ هر یک از این حفره‌ها را تقریباً به اندازهٔ محیط یک اناناس بزرگ توصیف کرده و نوشته است که هر سه حفره در یک خط و با فاصله‌ای اندک از یکدیگر قرار داشتند و احتمالاً برای آبخوره یا آب‌گیر پرندگان استفاده می‌شدند. (۴)

کهزاد نیز از سنگ بزرگی در محوطهٔ قدیمی یاد کرده که سه جای عمیق به شکل «اغر» بر آن کنده شده بود و می‌نویسد که مردم به همین دلیل این مکان را «سه‌اغر» می‌نامیدند؛ اما خود این توضیح را توجیهی عامیانه دانسته و احتمال داده است که اصل واژه «الغ» بوده و در زبان مردم به «اغر» تبدیل شده باشد. (۱)

محمدابراهیم خلیل نیز در مزارات شهر کابل هر دو احتمال را مطرح کرده است: یکی ارتباط نام با همان سه حفرهٔ روی سنگ و دیگری تغییر صوتی «الغ» به «اغر». او با توجه به کتیبه‌های قبرها، مزار را در اصل مربوط به الغ‌ها می‌داند. (۲)

آن سنگ پس از بازسازی دیگر در اطراف آرامگاه دیده نمی‌شود و احتمال دارد که به‌عنوان یک سند تاریخی از محل برده شده باشد. (۴)

آرامگاه ویس اتکه

اهمیت اصلی سه‌اغر در این است که بر بنیاد کتیبهٔ موجود در آرامگاه، میرزا ویس اتکه، از رجال و وزیران الغ‌بیگ میرزا، در این محل دفن شده است. کهزاد نیز سه‌اغر را آرامگاهی می‌داند که در عصر الغ‌بیگ میرزا به‌عنوان گورخانه ایجاد شده و شماری از الغ‌ها و وابستگان آنان در آن دفن شده‌اند. (۱)

بر سنگ مزار ویس اتکه چنین آمده است:

«تاریخ وفات امیر المرحوم المغفور امیر جلال‌الدین ویس اتکه ابن المغفور المرحوم امیر محمد مغل... روز جمعه پنجم ماه مبارک شعبان المعظم، سنهٔ خمس و تسعمائه ۹۰۵.» بنابراین، ویس اتکه در سال ۹۰۵ هجری قمری درگذشته است. (۱) (۲)

کهزاد او را همان ویس اتکه، فرزند امیر محمد مغل و اتالیغ الغ‌بیگ میرزا می‌داند؛ شخصیتی که در امور عمرانی کابل نیز فعالیت داشته است. (۱)

ویس اتکه تنها یک مقام درباری نبود و نام او با شماری از فعالیت‌های عمرانی کابل نیز پیوند خورده است. یکی از مهم‌ترین کارهای منسوب به او، ایجاد بالاجوی است؛ جویی که آب دریای کابل را از حوالی گل‌باغ چهاردهی و دامنه‌های کوه شاه کابل به سوی بالاحصار می‌رساند.

کهزاد در بالاحصار کابل و پیشامدهای تاریخی آن به فعالیت‌های ویس اتکه در این زمینه اشاره کرده و کتیبه‌ای را نیز معرفی می‌کند که از منطقهٔ ویسل‌آباد به دست آمده بود. بر اساس آن کتیبه، ویس اتکه در آن محل مسجد، حوض و جوی ساخته بود. (۱)

محمد اکبر امینی نیز با تأکید بر همین شواهد، نام «ویسل‌آباد» را درست می‌داند و نوشتن آن به شکل «واصل‌آباد» را نادرست معرفی می‌کند. به نوشتهٔ او، این نام به ویس اتکه ارتباط دارد. این کتیبه پیش از تاراج موزیم ملی افغانستان در سال ۱۹۹۲ در موزیم نگهداری می‌شد و متن آن، ساخت جوی ویسل‌آباد، حوض زرین و مسجدی را به ویس اتکه نسبت می‌دهد. (۴)

الغ‌بیگ میرزا و کابلستان

آرامگاه سه‌اغر بدون شناخت الغ‌بیگ میرزا و دورهٔ حکومت او در کابل، تصویر کاملی پیدا نمی‌کند. الغ‌بیگ میرزا مورد بحث در اینجا، پسر سلطان ابوسعید میرزا و نوهٔ تیمور بود و نباید او را با الغ‌بیگ مشهور سمرقندی، فرزند شاهرخ و دانشمند و ستاره‌شناس معروف، اشتباه گرفت. بر اساس روایت محمد اکبر امینی، پس از مرگ سلطان ابوسعید، قلمرو او میان پسرانش تقسیم شد و الغ‌بیگ میرزا حکومت کابلستان را در اختیار گرفت. امینی دورهٔ حکومت او را از ۱۴۶۴ تا ۱۵۰۲ میلادی ذکر کرده است. (۴)

در این دوره، ویس اتکه در دربار او به مقام وزارت رسید و در امور ساختمانی، باغ‌سازی و نهرکشی فعالیت کرد. کهزاد نیز شکل‌گیری آرامگاه سه‌اغر را در ارتباط با همین دورهٔ تاریخی می‌داند. (۱)

آیا گنبد برای ویس اتکه ساخته شده بود؟

این پرسش هنوز پاسخ کاملاً قطعی ندارد، اما یک استنباط تاریخی مهم وجود دارد.

ویس اتکه در سال ۹۰۵ق/۱۴۹۹م درگذشت. امینی با توجه به تاریخ وفات او و تاریخ وفات الغ‌بیگ میرزا، که در روایت او سه سال بعد ذکر شده، احتمال می‌دهد که بنای باشکوه آرامگاه به فرمان الغ‌بیگ و برای ویس اتکه ساخته شده باشد. کهزاد نیز می‌گوید این مزار در عصر الغ‌بیگ میرزا به‌عنوان گورخانه شکل گرفته است.

پنج سنگ قبر و مدفونان آرامگاه

کهزاد و محمدابراهیم خلیل، در زیر گنبد از پنج قبر یاد کرده‌اند که سه قبر در کنار هم و دو قبر دیگر بالای آنها قرار داشته است. سنگ‌های سه قبر نخست بزرگ، منقوش و دارای کتیبه‌های مفصل بوده‌اند. (۱) (۲)

قبر نخست:
امیر جلال‌الدین ویس اتکه، فرزند امیر محمد مغل، که در سال ۹۰۵ق درگذشت.

قبر دوم:
امیرزاده شیرمحمد کوکلتاش که در سال ۹۰۶ق درگذشت. کهزاد احتمال داده است که او فرزند ویس اتکه بوده باشد. (۱)

قبر سوم:
امیر شمس‌الدین محمد کوکلتاش که در سال ۹۴۱ق وفات کرد.

قبر چهارم:
آق‌بیگم، دختر سلطان الغ‌بیگ غازی، که در سال ۹۱۲ق درگذشت.

قبر پنجم:
فخرالنساء بیگم، دختر سلطان الغ‌بیگ غازی، که در سال ۹۱۱ق وفات کرد.

به این ترتیب، سه قبر از پنج قبر معرفی‌شده به خاندان کوکلتاش و دو قبر به دختران الغ‌بیگ مربوط دانسته شده‌اند.

امیر شمس‌الدین و یک نسخه نفیس از دیوان حافظ

یکی از نکات جالب دربارهٔ سه‌اغر، ارتباط امیر شمس‌الدین محمد کوکلتاش با تاریخ نسخه‌های خطی است.

محمدابراهیم خلیل و سپس کهزاد از نسخه‌ای نفیس از دیوان حافظ یاد می‌کنند که به خط خوشنویس مشهور سلطان‌علی مشهدی نوشته شده و در سال ۸۹۶ هجری قمری در هرات، به اهتمام امیر شمس‌الدین محمد کوکلتاش به پایان رسیده بود. امیر شمس‌الدین ۴۵ سال پس از آن، در سال ۹۴۱ق درگذشت و بر اساس کتیبهٔ آرامگاه، در سه‌اغر دفن شد. از این رو، این آرامگاه از این جهت نیز با تاریخ فرهنگی و ادبی دورهٔ تیموری پیوند پیدا می‌کند. (۱) (۲)

معماری گنبد

گنبد سه‌اغر بنایی زیبا که از خشت پخته، چونه و گچ ساخته شده بود و با گذشت بیش از پنج قرن و تحمل چندین زمین‌لرزهٔ شدید، بخش اصلی آن همچنان پابرجا مانده. تزئینات بنا به مرور زمان از میان رفته، اما ساختار اصلی گنبد و دیوارهای آن باقی مانده. بنا در اصل تزئینات روکار گسترده‌ای نداشته و بخش مهمی از زیبایی آن در خشت‌کاری خود بنا دیده می‌شده است. (۱) (۴)

بازسازی سه‌اغر

آرامگاه سه‌اغر در سال‌های اخیر بازسازی شده است. این بازسازی توسط پروژهٔ فرهنگی آغاخان انجام شده و بنای جدید بر روی تهداب‌ها و بقایای مستحکم بنای اصلی ساخته شده است. حفظ تهداب‌ها و دیوارهای اصلی در جریان بازسازی، باعث شده است که بخش مهمی از اصالت تاریخی و هنری بنا باقی بماند. (۴)

منابع

۱) احمدعلی کهزاد، بالاحصار کابل و پیشامدهای تاریخی آن

۲) محمدابراهیم خلیل، مزارات شهر کابل، ۱۳۳۹ خورشیدی

۳) شاروالی کابل، اماکن تاریخی شهر کابل، ۱۳۹۶ خورشیدی

۴) محمد اکبر امینی، سایت‌کابل ناتهـ


۱۴۰۵ مرداد ۲۴, شنبه

آرامگاه میرسبحان شاه معروف به میرصاحب کابلی

 نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد 

در میان زیارتگاه‌های قدیمی کابل، آرامگاه حضرت میر سبحان شاه، معروف به میرصاحب کابلی (رح)، جایگاه ویژه‌ای در میان مردم محل داشته است. بر بنیاد کتاب اماکن تاریخی شهر کابل، میرسبحان شاه بن میرکمال بن میراصغر بوده و از عارفان بزرگ کابل در روزگار خویش به شمار می‌رفته است. در همین منبع آمده است که شجره نسب او با چند واسطه به حضرت سید جلال‌الدین بخاری (رح) می‌رسد.



آرامگاه او در کنار سرک نو چهلستون کابل قرار دارد و به عنوان یکی از زیارتگاه‌های شناخته‌شده این بخش شهر، در حافظه تاریخی و مذهبی مردم محل باقی مانده است.

در کنار ارزش تاریخی این آرامگاه، باورهای عامیانه‌ای نیز درباره آن شکل گرفته است که بخشی از فرهنگ شفاهی و حافظه محلی کابل را تشکیل می‌دهد. بر اساس این باورها، مردم محل مقداری از خاک قبر را – از مجرایی که در انتهای آن است – برداشته و سپس بر قسمت‌هایی از بدن که دچار «بخار» یا برخی زخم‌ها شده است می‌مالند. این عمل معمولاً با وضو و طهارت و با باور خاص به «کرامت و برکت» زیارت انجام می‌شود و بنا بر روایت‌های محلی، چند بار تکرار می‌گردد.

برخی زائران باور دارند که این کار به بهبود بیماری یا زخم آنان کمک کرده است. البته این باور یک روایت عامیانه و سنت محلی است و نباید آن را به عنوان یک روش درمانی علمی یا پزشکی معرفی کرد؛ ارزش آن بیشتر در شناخت فرهنگ زیارت، باورهای عامیانه و شیوه‌های سنتی مردم کابل نهفته است.

در سال‌های اخیر، سنگ‌نوشته‌ای بر دیوار بیرونی زیارت پس از بازسازی آن نصب شده که در آن قدمت این آرامگاه حدود ۳۷۰ سال ذکر شده است. بر اسا
س همین نوشته، این مکان از آن زمان تاکنون محل مراجعه عام و خاص بوده و نسل‌های مختلف مردم برای زیارت به آنجا رفته‌اند
.

از روایت‌های محلی چنین برمی‌آید که زائران این زیارت تنها از محله چهلستون و آغاعلی‌شمس نبوده‌اند، بلکه مردم از بخش‌های مختلف کابل و حتی نقاط دیگر افغانستان نیز برای زیارت میر صاحب کابلی به این مکان می‌آمده‌اند.

بدین ترتیب، آرامگاه میرسبحان را می‌توان بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگ عامه کابل دانست، که در کنار نام یک عارف قدیمی، باورهای شفاهی، آیین‌های زیارت و روایت‌های درمانی نسل‌های مردم نیز تا امروز دوام آورده است.

منابع

کتاب اماکن تاریخی شهر کابل، ص ۹۶ (در مورد شجره‌نامه و موقعیت)

جمع‌آوری روایت‌های محلی و یادداشت‌های شخصی

  


کتاب «نقد ادبی؛ از بلاغت کلاسیک تا نظریه‌های معاصر» منتشر شد

کتاب «نقد ادبی؛ از بلاغت کلاسیک تا نظریه‌های معاصر» نوشته عبدالسمیع رفیع (رفیع‌علی اویسی)، تازه‌ترین اثر این پژوهشگر و بیدل شناس منتشر شده است. این کتاب با عنوان فرعی «پژوهشی در مبانی، تاریخ و کارکردهای نقد ادبی»، در ۴۴۹ صفحه از سوی انتشارات احراری در ایران به چاپ رسیده است. 



«استاد عبدالسمیع رفیع این کتاب وزین را در اختیارم گذاشت. با مرور کلی و یادداشت‌ها و برداشت‌هایی که از بخش‌های این کتاب داشتم، آنرا اثری مهم و قابل توجه برای دانشجویان، نویسندگان، پژوهشگران، شاعران و علاقه‌مندان ادبیات فارسی دری دریافتم.»

آقای رفیع در پیشگفتار کتاب، ادبیات را «آیینهٔ جان ملت‌ها» و نقد ادبی را ابزاری برای صیقل دادن این آیینه می‌داند. او تأکید می‌کند که نقد ادبی در کنار پیدا کردن ضعف‌ها، راهی برای فهم بهتر متن، نویسنده، جامعه و دوره تاریخی آن است. به همین دلیل، کتاب از تعریف نقد و تفاوت آن با نظر شخصی و ذوقی آغاز می‌شود و سپس به مبانی نظری، کارکردها و معیارهای نقد علمی می‌پردازد. نویسنده همچنین به تاریخ نقد ادبی در ایران، از دوره کلاسیک تا مشروطه و دوران معاصر، پرداخته و پس از آن مکاتب و روش‌های مختلف نقد، از نقد تاریخی و اجتماعی و فلسفی گرفته تا نقد روان‌شناختی، اسطوره‌ای، تطبیقی، زبانی، ساختاری، فرمالیستی، سبک‌شناسی، نشانه‌شناختی و پسااستعماری را بررسی می‌کند.

یکی از بخش‌های قابل توجه کتاب به تاریخچه نقد ادبی در افغانستان اختصاص یافته است. در این بخش، نویسنده مسیر نقد ادبی را از بلاغت و تذکره‌های سنتی آغاز می‌کند و سپس به دوره تیموریان هرات، عصر مشروطیت و مطبوعات، تأسیس دانشگاه کابل و شکل‌گیری نقد دانشگاهی و سرانجام تأثیر جنگ، مهاجرت و نظریه‌های جدید بر نقد ادبی افغانستان می‌رسد. آقای رفیع همچنین به جایگاه بلخ، هرات، غزنه، بدخشان و کابل به‌عنوان کانون‌های مهم تولید و نقد ادبی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که نقد ادبی در افغانستان، از همان آغاز، در کنار ادبیات و در پیوند با تحولات فرهنگی و اجتماعی این سرزمین شکل گرفته است.

یکی از بخش‌های مهم کتاب، بررسی رابطه نقد ادبی با علوم انسانی است. در این بخش، ارتباط نقد با فلسفه، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، تاریخ‌نگاری و هنرهای دیگر بررسی شده است. نویسنده سپس وارد بحث روش‌شناسی می‌شود و درباره مراحل نقد، ابزارها و فنون نقد، معیارهای نقد علمی و آسیب‌شناسی نقد ادبی سخن می‌گوید. او همچنین الگویی برای نقد متون فارسی دری پیشنهاد می‌کند و در بخش دیگری به چشم‌انداز آینده نقد ادبی، از جمله نقد در عصر دیجیتال، مطالعات تطبیقی و ضرورت ارتباط ادبیات فارسی دری با جریان‌های فکری جهان می‌پردازد.

استاد رفیع در ادامه، وضعیت نقد ادبی امروز را نیز با نگاه انتقادی بررسی کرده است. سطحی‌نگری، تبدیل نقد به تحسین بی‌مبنای آثار، مهاجرت منتقدان برجسته، کمبود آموزش نقد مدرن در دانشگاه‌ها و سیاسی‌شدن سلیقه ادبی در رسانه‌ها از جمله مسائلی است که در کتاب مطرح شده‌اند. نویسنده در عین حال بر ضرورت حضور نقد در زندگی فرهنگی تأکید دارد و معتقد است نقد باید به پالایش زبان و محتوا، جلوگیری از تقلید و تکرار و تقویت تفکر مستقل کمک کند.

در مجموع، «نقد ادبی؛ از بلاغت کلاسیک تا نظریه‌های معاصر» کتابی است درباره این‌که چگونه باید ادبیات را دقیق‌تر خواند، فهمید و ارزیابی کرد. گستردگی موضوعات، توجه هم‌زمان به میراث کلاسیک، نظریه‌های جدید، تاریخ نقد در ایران و افغانستان و وضعیت امروز نقد، این اثر را به منبعی قابل استفاده برای دانشجویان، پژوهشگران، نویسندگان، شاعران و علاقه‌مندان ادبیات فارسی دری تبدیل می‌کند.

در نهایت این کتاب تاکید دارد: ادبیات بدون نقد از پویایی می‌افتد و نقد نیز بدون ادبیات تازه، امکان رشد و ادامه حیات ندارد. 

کاریزها، چشمه‌سارها و آبراهه‌های کابل باستان

نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد     

 کابل را نمی‌توان بدون آب تصور کرد. آب، از دیرباز یکی از پایه‌های اصلی شکل‌گیری آبادی، باغ، زراعت و زندگی شهری در این سرزمین بوده است. رودخانه‌ها، کاریزها، چشمه‌سارها و نهرهایی که از دامنه‌های کوه‌های پیرامون کابل سرچشمه می‌گرفتند،  زمین‌های زراعتی را سیراب می‌کردند و همچنین در پیدایش قریه‌ها، قلعه‌ها، باغ‌ها، آسیاب‌ها و حتی مسیرهای رفت‌وآمد نیز نقش اساسی داشتند.

در روایت‌های تاریخی کابل، آب و آبادانی چنان با یکدیگر پیوند خورده‌اند که بسیاری از قریه‌ها و محله‌های قدیمی شهر بر اساس کاریز، چشمه، نهر یا رودخانه‌ای که در نزدیکی‌شان جریان داشته، شناخته می‌شدند. برخی از این آبراهه‌ها صدها سال مورد استفاده قرار گرفتند و بعضی دیگر با توسعه شهر، ساخت جاده‌ها، محله‌های جدید و تأسیسات شهری از میان رفتند یا مسیرشان تغییر کرد.

مجموعه گسترده‌ای از کاریزها، چشمه‌سارها و نهرهای کابل و پیرامون آن قرار ذیل است. این منابع آبی، در کنار رودخانه‌های پغمان، بیگتوت (چمچه‌مست) و للندر، شالوده طبیعی و تاریخی آب‌رسانی کابل را تشکیل می‌دادند.

فهرست نام‌های کاریزها، چشمه‌ها و نهرهای کابل

  • چشمه چونغر
  • کاریز قرغه
  • جلگه آبی
  • چشمه شفا
  • بالاجوی
  • پایان‌جوی
  • جوی مستان / نهر مستان
  • کاریز فاضل‌آباد
  • کاریز جبارخان
  • کاریز چهارقلعه
  • کاریز دوغ‌آباد
  • کاریز عالی / چشمه اونچی
  • جوی ده‌نو / جوی الله‌یارخان
  • کاریز ده‌نو / کاریز الله‌یارخان
  • کاریز جعفربیگ
  • کاریز جوادبیگ
  • کاریز قلعه آخوندزاده
  • کاریز اسدبیگ
  • کاریز سقاوه
  • کاریز خضر / خواجه خضر
  • کاریز قلعه کاشف
  • کاریز باغ بالا / حوض ماهی‌ها
  • کاریز نیازبیگ
  • کاریز لوهانی
  • کاریزهای پمقان / پغمان
  • چشمه سلمانی‌ها
  • نهر درسن
  • نهر خنگوت
  • نهر بهسود
  • جوی شاهی
  • نهر یابوس
  • نهر معرفت
  • نهر فتح
  • نهر سیدعلی
  • چشمه جلگه آبی گذرگاه / جلگه میرواعظ
  • ۱۴۰۵ مرداد ۲۳, جمعه

    زندگی‌نامه عزیز آریانفر؛ پژوهشگر، نویسنده و مترجم افغانستان

     

    عزیز آریانفر در اکتبر ۱۹۵۹ میلادی برابر با ۱۳۳۸ خورشیدی در مرکز ولایت بلخ به دنیا آمد. آموزش‌های نخستین را در زادگاهش فرا گرفت و در سال ۱۹۷۸ آموزشگاه فنی تخنیکم نفت و گاز مزارشریف را به پایان رساند. او در سال ۱۹۷۹ وارد دانشکدهٔ زمین‌شناسی دانشگاه دولتی مسکو شد و در تابستان ۱۹۸۵ تحصیلات خود را در این دانشگاه با درجهٔ ماستری به پایان رساند.

    پس از فراغت، از آگست ۱۹۸۵ تا می ۱۹۸۶ سرپرست مدیریت روابط فرهنگی و ارتباط خارجی کمیتهٔ دولتی طبع و نشر افغانستان بود و در همان سال به عضویت انجمن نویسندگان افغانستان درآمد. از جون ۱۹۸۶ تا فبروری ۱۹۸۹ در بنگاه‌های نشراتی «میر»، «رادوگا» و «پروگرس» در مسکو به‌عنوان سر ویراستار کار کرد و در ویرایش بیش از بیست اثر در زمینه‌های تاریخ، اقتصاد، جغرافیا، فلسفه، مسایل سیاسی و علوم طبیعی و فنی سهم گرفت.



    آریانفر در فبروری ۱۹۸۹ در فرانکفورت آلمان پناهگزین شد. پس از آموزش زبان آلمانی، در سال ۱۹۹۱ به روسیه بازگشت و تا پایان ۱۹۹۲ در انستیتوت اقتصاد جهانی وابسته به اکادمی علوم سایبریا روی رسالهٔ دکترا دربارهٔ اقتصاد بازار آزاد، آسیای میانه، افغانستان و منابع نفت و گاز کار کرد؛ اما این پژوهش به دلیل دگرگونی‌های سیاسی در آسیای میانه به پایان نرسید. او از اواخر ۱۹۹۲ تا پایان ۱۹۹۵ در یک شرکت مشورتی آلمانی در فرانکفورت کار کرد و در پروژه‌هایی مرتبط با بازسازی و نوسازی در روسیه نیز سهم گرفت.

    از سال ۱۹۹۵ به این سو، بخش عمدهٔ فعالیت‌های آریانفر بر پژوهش در زمینهٔ تاریخ افغانستان، ایران، آسیای میانه و روسیه متمرکز بوده است. بر اساس اطلاعات ارائه‌شده، او در طول این سال‌ها آثار متعددی را ترجمه، تألیف، گردآوری و ویرایش کرده و در پروژه‌های تدوین فرهنگ‌های روسی به فارسی نیز سهم داشته است.

    فعالیت‌های علمی و دولتی

    آریانفر از جون ۲۰۰۳ تا اکتبر ۲۰۰۶ ریاست مرکز مطالعات استراتیژیک وزارت امور خارجهٔ افغانستان را بر عهده داشت. در این دوره، به بازسازی و نوسازی انستیتوت دیپلماسی و پایه‌گذاری مرکز مطالعات استراتیژیک پرداخت. همچنین در همین دوره ده اثر در زمینهٔ مسایل سیاسی ویرایش و چاپ شد و «فصلنامه مطالعات استراتیژیک» در دوازده شماره و ۱۵۰۰ صفحه منتشر گردید.

    در همین سال‌ها، پروژه‌های پژوهشی دربارهٔ نقش کشورهای منطقه، کشورهای اروپایی و نقش افغانستان در سازمان‌های همکاری اقتصادی منطقه‌ای با همکاری بنیاد «هانس زایدل» پیش برده شد و ده‌ها سمینار و کنفرانس علمی و اکادمیک با حضور پژوهشگران داخلی و خارجی برگزار گردید.

    او در سال‌های فعالیت علمی و دیپلوماتیک خود در شهرهای مختلف روسیه، آسیای میانه، آلمان، ترکیه، انگلستان و امریکا سخنرانی و در کنفرانس‌های ملی و بین‌المللی شرکت کرده است. در سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ نیز به‌عنوان سفیر کبیر و نمایندهٔ فوق‌العادهٔ افغانستان در قزاقستان و قرغیزستان ایفای وظیفه کرد.

    آریانفر پس از آن نیز چند بار کار پژوهش برای رسالهٔ دکترا را در مراکز علمی روسیه و تاجیکستان دنبال کرد، اما این پژوهش‌ها به پایان نرسیدند. در سال ۲۰۱۷ نیز در کنفرانسی در سانکت پتربورگ به‌عنوان مشاور ارشد علمی انجمن بین‌المللی افغانستان‌شناسی جهانی برگزیده شد.

    در معرفی او در کتاب «افغانستان‌شناسی جهانی» نیز بر فعالیت‌های او در ترجمه و معرفی آثار پژوهشگران خارجی دربارهٔ افغانستان، فعالیت در مرکز مطالعات استراتیژیک و انستیتوت دیپلماسی وزارت خارجه و کار پژوهشی مستقل او تأکید شده است.

    آثار و تألیفات

    عزیز آریانفر از نویسندگان و پژوهشگرانی است که بخش قابل توجهی از فعالیت فکری و قلمی خود را به تاریخ، سیاست، فرهنگ، جامعه، زبان و تحولات معاصر افغانستان اختصاص داده است. آثار او طیف متنوعی از نوشته‌های پژوهشی و تحلیلی تا کتاب‌ها و مقالات فرهنگی و اجتماعی را دربر می‌گیرد. در این آثار، موضوعاتی مانند تاریخ سیاسی افغانستان، جریان‌های فکری و سیاسی، تحولات اجتماعی، هویت و فرهنگ، مناسبات منطقه‌ای و مسائل مربوط به آینده افغانستان مورد توجه قرار گرفته است. بخشی از نوشته‌های او نیز حاصل سال‌ها مطالعه، پژوهش و نگاه انتقادی به رویدادها و تحولات کشور است و از همین رو، آثارش را می‌توان بخشی از ادبیات معاصر پژوهشی و سیاسی افغانستان دانست.

    او در کنار تألیف کتاب، در زمینه مقاله‌نویسی، پژوهش، نقد و تحلیل رویدادهای سیاسی و اجتماعی نیز فعالیت داشته و نوشته‌هایش در رسانه‌ها و نشریات مختلف منتشر شده است. 

    لیست مکمل آثار عزیز آریانفر:

    ترجمه‌ها

    1. زمین شناسی برای همه، گروهی از دانشمندان روسی، بنگاه انتشارات «میر»، مسکو، 1980، در 215 صفحه
    2. خاستگاه های نفت و گاز، گروهی از دانشمندان روسی، انتشارات «میر»، مسکو، 1984، در 345 صفحه
    3. آسمان پر ستاره (برای کودکان و نوجوانان)، یفریم لویتان، بنگاه انتشارات «رادوگا» (رنگین کمان)، مسکو، 1985، در 200 صفحه
    4. مرغزار پاک (داستانی برای نوجوانان)، مسکو، انتشارات «رادوگا» (رنگین کمان)، 1986، در 50 صفحه
    5. ارتش سرخ در افغانستان، بوریس گرومف، چاپ دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت خارجه ایران، تهران، 1996، در 232 صفحه
    6. افغانستان پس از بازگشت سپاهیان شوروی، ارتشبد محمود قارییف، کلن، 1997، در 208 صفحه
    7. توفان در افغانستان (در دو جلد)، الکساندر لیاخفسکی، فرانکفورت، 1998، در 737 صفحه
    8. افغانستان؛ مسایل جنگ و صلح، نوشته گروهی از دانشمندان روسی، چاپ «نشر اندیشه»، تهران، 1378، در 232 صفحه
    9. جنگ در افغانستان، نوشته گروهی از استادان دانشسرای تاریخ نظامی روسیه، انتشارات «میوند»، پیشاور، 2000، در 343 صفحه
    10. خاور و باختر، مجموعه مقالات ادبی، انتشارات «میوند»، پیشاور، 2000، در 135 صفحه
    11. در پشت پرده های جنگ افغانستان، نوشته الکساندر مایوروف، انتشارات «پامیر»، دهلی نو، 2001، در 233 صفحه
    12. شوروی ها و همسایه های جنوبی شان: ایران و افغانستان (در سال های 1917-1939)، نوشته پروفیسور میخاییل ولودارسکی، انتشارات «پامیر»، دهلی نو، 2001، در 256 صفحه
    13. افغانستان در منگنه جیوپولیتیک، و. پلاستون و و. اندریانف، انتشارات «میوند»، پیشاور، 2001، در 160 صفحه
    14. تجاوز بی آزرمانه (پیرامون تجاوز شوروی بر ایران و بخارا)، پروفیسور دکتر موسی پارسیدس، انتشارات «میوند»، پیشاور، 2000، در 290 صفحه
    15. روسیه و خاور، نوشته گروهی از دانشمندان روسی، انتشارات «میوند»، کابل، 2003، در 187 صفحه
    16. ناگفته هایی در باره کتاب «تذکر الانقلاب»، نوشته ملا فیض محمد کاتب هزاره، انتشارات «میوند»، کابل، 2006، در 117 صفحه
    17. رازهای سر به مهر تاریخ دیپلماسی افغانستان، نوشته گروهی از دانشمندان روسی، انتشارات «کاوه»، کلن، 2010، در 240 صفحه
    18. نبرد افغانی استالین (سیاست قدرت های بزرگ در افغانستان و قبایل پشتون)، نوشته پروفیسور دکتر یوری تیخانف، انتشارات «کاوه»، کلن، 2012، در 800 صفحه
    19. دولت و اپوزیسیون در افغانستان، دکتر ولادیمیر بویکو، انتشارات «کاوه»، کلن، 2012، در 350 صفحه
    20. مبارزات مردم افغانستان در راه استقلال، دکتر مراد بابا خواجه یف، انتشارات «کاوه»، کلن، 2011، در 232 صفحه
    21. خاستگاه و پرورشگاه تاجیک ها، دکتر الکساندر شیشف، انتشارات کاوه، کلن، 2014، در 200 صفحه
    22. دوره صدارت محمد داوود خان، نوشته دکتر سمیع پوپا، چاپ پژوهشکده خاورشناسی پژوهشگاه علوم روسیه، مسکو، 2025، در 400 صفحه
    23. پان تورکیسم، تاریخ سازی و دروغ پردازی، نوشته گروهی از دانشمندان روسی، انتشارات سمرقند، تهران، 1399، در 265 صفحه
    24. نگاهی به دوره کوشانیان، نشر کتاب کابل، کابل، 2023، در 400 صفحه
    25. نگاهی به دوره هپتالیان، نشر کتاب کابل، کابل، 2023، در 280 صفحه
    26. اسکندر بایارف، توده های سفیدپوست اروپایی سیما، نیامغولی و نیاتورکی در سپیده دم تاریخ، نشر کابل، 2025، کابل، در 260 صفحه
    27. بونگارد-لوین و ادوین گرانتوسکی، از اسکیتیا تا هند، نشر کابل، کابل، در 150 صفحه
    28. جلد یکم «دولت ها و توده های [باشنده] دشت های اروآسیا: از عهد باستان تا کنون»، نوشته پروفیسور دکتر سرگی کلیاشتورنی و پروفیسور دکتر تورسون سلطانف، در 254 صفحه
    29. لودمیلا بوروفکووا، نگاهی به تاریخ پادشاهی کوشانی در پرتو داده های چین باستان، انتشارات کابل، کانادا، 2006، در 400 صفحه
    30. تاجیک ها، دیرین ترین باشندگان آسیای میانه، جلد یکم، در 400 برگ، 2026

    جمع: سی اثر در 9000 صفحه

    کتاب‌های چاپ‌شده

    1. گزیده داستان های کوتاه، انتشارات «میوند»، کابل، 2006، در 256 صفحه
    2. افغانستان به کجا می رود؟ (مجموعه سخنرانی ها در اروپا و امریکا)، کابل، 2003، در 520 صفحه
    3. افغانستان بر سر دو راهی، مجموعه سخنرانی ها، کابل، 2005، در 173 صفحه
    4. افغانستان در چنبر گردباد سهمگین تاریخ، مجموعه سخنرانی ها، کابل، 2006، در 182 صفحه
    5. ابرهای آشفته و سیاه بر فراز آسمان افغانستان، مجموعه سخنرانی ها، انتشارات کاوه، کلن، 2010، در 386 صفحه
    6. افغانستان- سیاهچاله ناشناخته جیوپولیتیک در کهکشان ناپیدای سیاست های جهانی (ناتو در گورستان ابر قدرت ها)، مجموعه سخنرانی ها، انتشارات «میوند» کابل، 2012، در 500 صفحه
    7. ایران بزرگ: زمینه های تاریخی-گیتاشناختی گستره ایرانستان (افغانستان، ایران، پاکستان، آسیای میانه و قفقاز و کردستان)، انتشارات سمرقند، 2017، تهران؛ چاپ دوم انتشارات کاوه، آلمان، در 700 صفحه
    8. ریشه های ناکامی و شکست پروژه های ملت سازی و دولت سازی در افغانستان، در 750 صفحه، انتشارات کاوه، 2014، کلن
    9. خاوران، ایران و توران در سپیده دم تاریخ، انتشارات کاوه، کلن، در 700 صفحه
    10. یادداشت هایی در باره گستره تاریخی-جغرافیایی و فرهنگی-تمدنی خراسان، انتشارات کابل، کابل، در 170 صفحه

    جمع: ده اثر در 5000 صفحه

    آثار گردآوری و تدوین‌شده

    1. نقش کشورهای منطقه در تامین امنیت، ثبات و بازسازی افغانستان (مجموعه مقالات)، کابل، 2006، در 410 صفحه
    2. افغانستان و جهان (مجموعه مقالات اطلاعاتی)، کابل، 2005، در 600 صفحه
    3. دیورند»: «پایان خط» نزدیک می شود، گزیده مقالات گردآوری شده، انتشارات «کاوه»، کلن، 2009، در 320 صفحه

    جمع: سه اثر در 1130 صفحه

    اهتمام در چاپ آثار

    1. کشور شاهی افغانستان و ایالات متحده، لیون و لیلا پولادا، ترجمه استاد داکتر پنجشیری، کابل، 2005، در 375 صفحه
    2. تاریخ روابط سیاسی افغانستان، جلد نخست، لودویک آدمک، ترجمه استاد زهما، انتشارات پاییز، پاریس، 2005، در 284 صفحه
    3. تاریخ روابط سیاسی افغانستان، جلد دوم، لودویک آدمک، ترجمه استاد صاحب زاده، انتشارات پاییز، پاریس، 2005، در 410 صفحه

    پنج اثر در 1300 صفحه

    کتاب‌ها و کتابواره‌های آگاهی‌بخش اینترنتی

    1. آذرخشی در سپهر شبستان، گزیده مقالات گردآوری شده از شبکه های انترنتی، 2010
    2. چراغی فرا راه آیندگان، گزیده مقالات گردآوری شده از شبکه های انترنتی، 2012
    3. دیدگاه ها و برداشت ها، پخش شده از کهکشان انترنتی، 2013
    4. روندهای همگرایی در گستره متاجیوپولیتیکی اروآسیای میانه بزرگ و گستره ایرانستان، 2014
    5. جایگاه ناپیدای افغانستان در پهنه سیاست های جهانی، 2015
    6. نگاهی به رنگین کمان سپهر سیاسی افغانستان، 2017

    جمع: شش اثر در بیش از 2000 صفحه

    آثار در دست نگارش

    1. لحظه های از یاد رفته تاریخ سیاسی و دیپلماسی افغانستان، جلد نخست؛ در باره تشکیل دولت در افغانستان
    2. لحظه های از یاد رفته تاریخ سیاسی و دیپلماسی افغانستان، جلد دوم؛ در باره دوره امیر شیر علی خان
    3. کشوردارانی که باید سر از نو شناخت: نگاه دیگر به دوره های شاه امان الله خان و امیر حبیب الله کلکانی
    4. خاستگاه و ریشه های زبان چند کانونی، گستره یی و سنتزی (آمیزه یی) پارسی
    5. نگاهی به دوره امیر شیر علی خان

    پنج اثر در 3500 صفحه

    آثار در دست ترجمه

    1. پروفیسور دکتر لودمیلا بوروفکوفا، توده های آسیای میانه در سده های سوم-ششم ی، در 400 صفحه
    2. جلد دوم «دولت ها و توده های [باشنده] دشت های اروآسیا: از عهد باستان تا کنون»، در 500 صفحه
    3. حزب دمکراتیک خلق بر اریکه قدرت، دکتر سیلینکین، در دو جلد، دوره های تره کی-امین و کارمل، 300 صفحه
    4. تاریخ امارت بخارا، اسماعیلوا، خجند، 2005، در 300 صفحه
    5. صادق هدایت: سوشیانسی که پس از مرگ به دنیا آمد، پروفیسور دانیال کمیسارف، در 200 صفحه
    6. تاریخ پنهانی تاتارها، نوشته دکتر اسکندر بایارف
    7. آسیای مرکزی از هخامنشیان تا تیموریان، نوشته پروفیسور الکساندر بیلینسکی

    جمع: هفت اثر در 2000 صفحه

    مجموع آثار چاپ‌شده، گردآوری‌شده، ترجمه‌شده و در دست کار نزدیک به ۹۰ اثر و نزدیک به ۴۰٬۰۰۰ صفحه.

    تازه ترین مطالب

    مقبرهٔ سه‌اغر؛ آرامگاه ویس اتکه و یادگار روزگار تیموری در کابل

      نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد  در دامنهٔ شرقی کوه تخت‌شاه، در میان گورستان تاریخی شهدای صالحین کابل و در جنوب آرامگاه تمیم انصار، گنبدی ت...

    پربازدیدترین ها