۱۴۰۵ مرداد ۲۴, شنبه

کتاب «نقد ادبی؛ از بلاغت کلاسیک تا نظریه‌های معاصر» منتشر شد

کتاب «نقد ادبی؛ از بلاغت کلاسیک تا نظریه‌های معاصر» نوشته عبدالسمیع رفیع (رفیع‌علی اویسی)، تازه‌ترین اثر این پژوهشگر و بیدل شناس منتشر شده است. این کتاب با عنوان فرعی «پژوهشی در مبانی، تاریخ و کارکردهای نقد ادبی»، در ۴۴۹ صفحه از سوی انتشارات احراری در ایران به چاپ رسیده است. 



«استاد عبدالسمیع رفیع این کتاب وزین را در اختیارم گذاشت. با مرور کلی و یادداشت‌ها و برداشت‌هایی که از بخش‌های این کتاب داشتم، آنرا اثری مهم و قابل توجه برای دانشجویان، نویسندگان، پژوهشگران، شاعران و علاقه‌مندان ادبیات فارسی دری دریافتم.»

آقای رفیع در پیشگفتار کتاب، ادبیات را «آیینهٔ جان ملت‌ها» و نقد ادبی را ابزاری برای صیقل دادن این آیینه می‌داند. او تأکید می‌کند که نقد ادبی در کنار پیدا کردن ضعف‌ها، راهی برای فهم بهتر متن، نویسنده، جامعه و دوره تاریخی آن است. به همین دلیل، کتاب از تعریف نقد و تفاوت آن با نظر شخصی و ذوقی آغاز می‌شود و سپس به مبانی نظری، کارکردها و معیارهای نقد علمی می‌پردازد. نویسنده همچنین به تاریخ نقد ادبی در ایران، از دوره کلاسیک تا مشروطه و دوران معاصر، پرداخته و پس از آن مکاتب و روش‌های مختلف نقد، از نقد تاریخی و اجتماعی و فلسفی گرفته تا نقد روان‌شناختی، اسطوره‌ای، تطبیقی، زبانی، ساختاری، فرمالیستی، سبک‌شناسی، نشانه‌شناختی و پسااستعماری را بررسی می‌کند.

یکی از بخش‌های قابل توجه کتاب به تاریخچه نقد ادبی در افغانستان اختصاص یافته است. در این بخش، نویسنده مسیر نقد ادبی را از بلاغت و تذکره‌های سنتی آغاز می‌کند و سپس به دوره تیموریان هرات، عصر مشروطیت و مطبوعات، تأسیس دانشگاه کابل و شکل‌گیری نقد دانشگاهی و سرانجام تأثیر جنگ، مهاجرت و نظریه‌های جدید بر نقد ادبی افغانستان می‌رسد. آقای رفیع همچنین به جایگاه بلخ، هرات، غزنه، بدخشان و کابل به‌عنوان کانون‌های مهم تولید و نقد ادبی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که نقد ادبی در افغانستان، از همان آغاز، در کنار ادبیات و در پیوند با تحولات فرهنگی و اجتماعی این سرزمین شکل گرفته است.

یکی از بخش‌های مهم کتاب، بررسی رابطه نقد ادبی با علوم انسانی است. در این بخش، ارتباط نقد با فلسفه، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، تاریخ‌نگاری و هنرهای دیگر بررسی شده است. نویسنده سپس وارد بحث روش‌شناسی می‌شود و درباره مراحل نقد، ابزارها و فنون نقد، معیارهای نقد علمی و آسیب‌شناسی نقد ادبی سخن می‌گوید. او همچنین الگویی برای نقد متون فارسی دری پیشنهاد می‌کند و در بخش دیگری به چشم‌انداز آینده نقد ادبی، از جمله نقد در عصر دیجیتال، مطالعات تطبیقی و ضرورت ارتباط ادبیات فارسی دری با جریان‌های فکری جهان می‌پردازد.

استاد رفیع در ادامه، وضعیت نقد ادبی امروز را نیز با نگاه انتقادی بررسی کرده است. سطحی‌نگری، تبدیل نقد به تحسین بی‌مبنای آثار، مهاجرت منتقدان برجسته، کمبود آموزش نقد مدرن در دانشگاه‌ها و سیاسی‌شدن سلیقه ادبی در رسانه‌ها از جمله مسائلی است که در کتاب مطرح شده‌اند. نویسنده در عین حال بر ضرورت حضور نقد در زندگی فرهنگی تأکید دارد و معتقد است نقد باید به پالایش زبان و محتوا، جلوگیری از تقلید و تکرار و تقویت تفکر مستقل کمک کند.

در مجموع، «نقد ادبی؛ از بلاغت کلاسیک تا نظریه‌های معاصر» کتابی است درباره این‌که چگونه باید ادبیات را دقیق‌تر خواند، فهمید و ارزیابی کرد. گستردگی موضوعات، توجه هم‌زمان به میراث کلاسیک، نظریه‌های جدید، تاریخ نقد در ایران و افغانستان و وضعیت امروز نقد، این اثر را به منبعی قابل استفاده برای دانشجویان، پژوهشگران، نویسندگان، شاعران و علاقه‌مندان ادبیات فارسی دری تبدیل می‌کند.

در نهایت این کتاب تاکید دارد: ادبیات بدون نقد از پویایی می‌افتد و نقد نیز بدون ادبیات تازه، امکان رشد و ادامه حیات ندارد. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تازه ترین مطالب

مقبرهٔ سه‌اغر؛ آرامگاه ویس اتکه و یادگار روزگار تیموری در کابل

  نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد  در دامنهٔ شرقی کوه تخت‌شاه، در میان گورستان تاریخی شهدای صالحین کابل و در جنوب آرامگاه تمیم انصار، گنبدی ت...

پربازدیدترین ها