نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد
بر
فراز تپهای بلند و کشیده که همچون اژدهایی بر گستره جلگه دهسبز سایه افگنده است،
زیارت خواجه چاشت ولی (رح) قرار دارد؛ زیارتگاهی که از ارتفاعات آن، بخش
بزرگی از دشت و آبادیهای دهسبز دیده میشود.
موقعیت
بلند این زیارت، از گذشته به آن جایگاهی ویژه بخشیده است. زائران و باشندگان محل،
برای رسیدن به مزار، راه تپه را میپیمایند و از فراز آن، چشماندازی گسترده از
جلگه دهسبز را پیش رو میبینند. همین جایگاه طبیعی، زیارت خواجه چاشت را از بسیاری
از مزارات دیگر کابل متمایز ساخته است.
بر
بنیاد اطلاعات کتاب منتشر شده توسط شاروالی کابل «اماکن تاریخی شهر کابل»،
شخصیت مدفون در این زیارت خواجه شمسالدین چشتی است. بر مزار او کتیبهای
کهن وجود دارد که بهدلیل فرسودگی و گذشت زمان، خواندن نوشتههای آن دشوار شده
است. وجود این کتیبه، از قدمت زیارت و اهمیت تاریخی آن حکایت میکند؛ هرچند متن
کامل و جزئیات آن در اطلاعات موجود بیان نشده است.
قبر
خواجه شمسالدین با سنگ مرمر تزئین شده و در پایین مزار، صفه و زینههایی زیبا از
سنگ مرمر ساخته شده است. این سنگکاریها، در کنار موقعیت بلند زیارت، به فضای آن
جلوهای ویژه دادهاند و نشان میدهند که مزار در دورههای مختلف مورد توجه و
احترام مردم بوده است.
در
پایین مزار و در فاصله چند متری آن، شکافی در سنگ کوه دیده میشود که به باور مردم
محل، جای شمعدان یا چراغدان خواجه چاشت بوده است.
در
جوار آن، نشانهای شبیه جای پا بر سنگ کوه دیده میشود. باشندگان محل معتقدند که
این اثر، جای پای دُلدُل است. این باور بخشی از روایتهای مردمی پیرامون
زیارت خواجه چاشت به شمار میرود و اطلاعات موجود، سند تاریخی مستقلی برای اثبات
آن ارائه نمیکند.
باید یادآور شد که تختهسنگی در دره فندقستان
غوربند نیز وجود دارد که جای نشان دست و سم اسپ بر آن نقش بسته و مردم محل اعتقاد
دارند که آن نشانهها مربوط به حضرت علی و اسپش است. (ویبلاگ، سروش مهرنوش
نیکزاد. سم دلدل)
تاریخ
وفات خواجه چاشت
بر
بنیاد نقل میرحسین چغتایی، خواجه شمسالدین چشتی در تاریخ ۵/۱۲/۸۹۸ هجری قمری
وفات یافته است.
سال
۸۹۸ هجری قمری، از نظر تاریخ عرفان و ادبیات خراسان نیز اهمیت دارد؛ زیرا در همین
سال، حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی، شاعر، عارف و صوفی نامدار خراسان، نیز
چشم از جهان فروبست.
همزمانی
وفات این دو شخصیت، زیارت خواجه چاشت را با یکی از دورههای مهم عرفان و فرهنگ
خراسان پیوند میدهد. با این حال، اطلاعات موجود درباره زندگی، آموزشهای عرفانی،
سفرها و نقش خواجه شمسالدین چشتی در منطقه، توضیحات بیشتری ارائه نمیکند.
وجه
تسمیه «چاشت»
نام
این زیارت در میان مردم به شکلهای گوناگون، از جمله چاشت، خشت و خست، تلفظ
و ثبت شده است.
بر
بنیاد کتاب اماکن تاریخی شهر کابل، واژه «چاشت» با نام چشت، یکی از
ولسوالیهای هرات، ارتباط دارد. منطقه چشت از مراکز مهم طریقت عرفانی چشتیه
به شمار میرود و نام این طریقت نیز با آن پیوند دارد.
با
گذشت زمان و انتقال روایتها از نسلی به نسل دیگر، نام «چشت» در گفتار مردم به
صورتهای «چاشت»، «خشت» و «خست» تغییر یافته است. از همینرو، نام خواجه چاشت را
میتوان بازتابی از پیوند تاریخی و معنوی او با سنت عرفانی چشتیه دانست.
منابع:
- اماکن تاریخی شهر کابل. شاروالی کابل
- روایتهای محلی
- سروش مهرنوش نیکزاد. ویبلاگ (درهی فندقستان و افسانهی «سُمِ دُلدُل»)
https://sroushnikzad.blogspot.com/2026/06/blog-post_28.html

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر