در کابل قدیم، افزون بر باغها، تاکستانها و زمینهای زراعتی، جلگهها و مرغزارهای گستردهای نیز وجود داشت که بخشی از سیمای طبیعی شهر و پیرامون آن را تشکیل میداد. این جلگهها در دورههای مختلف بهعنوان تفریحگاه، شکارگاه، محل برگزاری تمرینات و معاینات نظامی و حتی میدان توپخانه نیز استفاده میشدند. شماری از این ساحات در منابع تاریخی با عنوان «جلگههای سلطانی» یاد شدهاند.
در فرهنگ کابل
باستان، «جلگه» به معنای مرغزار آمده و درباره ریشه این واژه نیز توضیح داده
شده است. بر بنیاد این منبع، از جمله جلگههای شناختهشده کابل قدیم میتوان به
این موارد اشاره کرد:
- جلگه جنوب بالاحصار کابل؛
- جلگه شمالغرب کابل، در ساحه
میان وزیرآباد و خیرخانه؛
- جلگه گذرگاه یا جلگه
میرواعظ؛
- جلگه خواجه رواش یا خواجه
ریاض، که بخش عمده آن در دورههای بعد به ساحه میدان هوایی کابل تبدیل شد؛
- جلگه خواجه دریاباد، در سمت غرب
چهاردهی کابل؛
- جلگه آبی، در غرب
قریه یوسفبنگی و جنوب فاضلآباد (فاضلبیگ)؛
- جلگههای اطراف رود بیگتوت یا رود چمچهمست؛
- جلگههای کوهستانی شمال کابل.
این جلگهها در
گذشته بخش مهمی از چشمانداز طبیعی کابل را تشکیل میدادند. در روزگاری که شهر
هنوز گسترش امروزی خود را نیافته بود، میان مناطق مسکونی و این مرغزارها و زمینهای
باز فاصله وجود داشت و مردم میتوانستند از آنها برای گردش، شکار و فعالیتهای
گوناگون استفاده کنند.
اما با گسترش شهر
کابل، بسیاری از این ساحات بهتدریج تغییر چهره دادند. بخشی از جلگهها به مناطق
مسکونی، جادهها، میدانهای هوایی، مکروریانها، ساختمانهای دولتی، دانشگاه کابل
و شهرکها و کارتههای جدید اختصاص یافت. در نتیجه، نام و سیمای بسیاری از
جلگههای قدیمی از میان رفت و تنها در اسناد تاریخی، نقشههای قدیمی و حافظه مردم
باقی ماند.
برای نمونه، جلگه
خواجه رواش که زمانی از ساحات باز و طبیعی پیرامون کابل بود، با ایجاد میدان
هوایی کابل بخش مهمی از هویت پیشین خود را از دست داد. همچنان در دیگر نقاط کابل،
زمینهایی که روزگاری مرغزار، شکارگاه یا محل تمرینات نظامی بودند، بهتدریج در
روند توسعه شهری جذب شدند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر