۱۴۰۵ مرداد ۱۱, یکشنبه

کفتربازی در کابل قدیم؛ از دولت و زیارت تا بام‌های شخصی

 

امروز در بسیاری از کشورها، کبوتر نماد صلح و آرامش است؛ پرنده‌ای بی‌آزار که حضورش در خانه‌ها مایه دل‌خوشی انسان‌هاست. پیش از آن‌که تلگراف، بی‌سیم و موبایل‌های هوشمند امروزی به کار آید، کبوتر پیام‌آور خبر و پیوند میان انسان‌ها بود. در کابل نیز، از دیرباز، این پرنده جایگاه خاصی در میان مردم داشته و کفتربازی هم سرگرمی بود و هم دانشی آمیخته با ذوق، تجربه و سنت.



کبوترخانه‌های دولتی

در شهر کابل و پیرامون آن، به‌ویژه در مناطقی که تاکستان‌ها فراوان بود، کبوتران نقش مهمی در حاصل‌خیزی زمین داشتند. از همین رو، دولت و مالکان تاکستان‌ها کبوترخانه‌هایی ایجاد کرده بودند. یکی از معروف‌ترین این کبوترخانه‌ها، کبوترخانه دولتی کابل بود که در جوار عمارت زیبای خواجه صفا، تفرجگاه شاهان، امرا و اهالی شهر قرار داشت.

خوراک و معاش محافظان این کبوترخانه از بودجه دولت تأمین می‌شد و عواید آن نیز به خزانه دولت می‌رفت. بیشتر کبوتران دولتی سفیدرنگ بودند و به «کاغذی» شهرت داشتند. این کبوتران تا زمان صدارت سردار محمدهاشم خان وجود داشت، اما با تصمیم او همه به کبوترفروشان فروخته شد.

کبوتران زیارت‌ها

زیارتگاه‌ها و اماکن مقدس کابل نیز همواره میزبان کبوتران فراوان بوده‌اند. زائران هنگام روشن‌کردن شمع و خواندن دعا، برای کبوتران نیز دانه می‌آوردند. امروزه بر فراز و پیرامون مسجد شاه دو شمشیره هنوزهم کبوتران پرواز می‌کنند و بازدیدکنندگان برای شان دانه می‌اندازند. در گذشته، در زیارات کابل گونه‌هایی بسیار زیبا دیده می‌شد؛ از جمله کبوتری به نام «مارو» با پرهای برگشته در گردن که چون یال، جلوه‌ای خاص داشت و اغلب سفیدرنگ بود. گونه دیگر «کاسه‌دم» نام داشت که دم بلند و کاسه‌مانند آن شناخته‌شده بود.

با گذشت زمان و بی‌توجهی مجاوران، نسل این کبوتران به‌تدریج از میان رفت و امروز بیشتر کبوتران ارجل صحرایی یا سفید و بور در زیارات دیده می‌شوند.

کبوترخانه‌های شخصی؛ ذوق، ثروت و سلیقه

کفتربازی تنها به دولت و زیارات محدود نبود. از شاهان و اراکین دولت گرفته تا مأموران بلندپایه، تاجران و ثروتمندان، بسیاری در منازل خود کبوترخانه داشتند. محبوب‌ترین و باارزش‌ترین کبوتران شخصی «شیرازی» بودند؛ کبوترانی که به دقت انتخاب می‌شدند و نسل‌گیری از آن‌ها خود هنری مستقل به شمار می‌رفت.

کبوتران شیرازی به دسته‌های رنگی مختلف تقسیم می‌شدند؛ از همری، سرخ، زرد و سیاه گرفته تا لائی و انواع خال‌دار و چپ. هر کدام معیارهای دقیق زیبایی و سلامت داشتند: اندازه فرق سر، شکل ابرو، یکنواختی رنگ سر و بال و دم، نداشتن پرهای اضافی زیر بال (گرده)، نول و چشم سفید. کوچک‌ترین نقص، ارزش کبوتر را از میان می‌برد و کفترباز حرفه‌ای چنین کبوتری را از کبوترخانه جدا می‌کرد.

در میان این‌ها، کبوتران لائی - حتا اگر بی‌عیب می‌بودند - ارزش چندانی نداشتند و بیشتر برای جوره‌کردن با همری و سوزخال استفاده می‌شدند تا چوچه‌هایی روشن‌تر به دست آید.

کبوتران پرشی

گروه دیگری از کبوتران، کبوتران پرشی یا «گوله» بودند که کفتربازان برای هنر پرواز نگه می‌داشتند. پر کوتاه، شرط اصلی این کبوتران بود؛ زیرا پر دراز مانع پرواز خوب می‌شد و چنین کبوتری را به خیل نمی‌گرفتند.

در میان کفتربازان، مفاهیمی چون «صلح» و «صید» رایج بود. اگر دو کفترباز دوست و آشنا بودند، کبوترهای گرفته‌شده را به هم بازمی‌گرداندند و می‌گفتند «صلح هستیم». اما اگر رقیب بودند، یا کبوتر را هرگز پس نمی‌دادند یا تنها در برابر پول و ارزش آن.

دانه‌بازی، پتکی و فوت‌وفن استادان

کفتربازی بدون شناخت دانه، فصل و هوا ممکن نبود. نوآموزان گاه با دانه‌دادن بیش از حد، کبوتران را به پروازهای بلند و خطرناک می‌کشاندند و ناچار می‌شدند با «پتکی» - کبوتری با بال قیچی‌شده - خیل را دوباره به بام بنشانند.

در زمستان، دانه‌بازی به اوج مهارت می‌رسید. کفتربازان کهنه‌کار با جواری خردشده، پوست نارنج و مالته، کبوتران گرسنه را فریب می‌دادند و آن‌ها را به نشستن وامی‌داشتند؛ لحظه‌ای که تور آماده بود.

کبوتر؛ مایه دل‌خوشی بیماران

برای برخی بیماران، به‌ویژه مبتلایان به سل، تماشای مستی و غمبرزدن کبوتران بهترین دل‌خوشی بود. در میان کبوتران، «سوز روشن» - با رنگ فولادی بسیار شفاف و بی‌برق سرخ - جایگاه ویژه‌ای داشت و نماد زیبایی و آرامش به شمار می‌رفت.

دریای علم کفتربازی

اهل فن می‌گفتند: «خرکاری دریای علم است» و کفتربازی نیز کمتر از آن نیست. هر کسی نمی‌تواند کفترباز خوب باشد. در کابل قدیم، دو نفر به‌راستی استاد این فن شناخته می‌شدند: عبدالمان و غیاث‌جان، دو پسرکاکا که نام‌شان تا امروز در میان کفتربازان با احترام یاد می‌شود.

با مهر

سروش مهرنوش نیکزاد 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تازه ترین مطالب

مقبرهٔ سه‌اغر؛ آرامگاه ویس اتکه و یادگار روزگار تیموری در کابل

  نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد  در دامنهٔ شرقی کوه تخت‌شاه، در میان گورستان تاریخی شهدای صالحین کابل و در جنوب آرامگاه تمیم انصار، گنبدی ت...

پربازدیدترین ها