نخستین
و آخرین باری که با چنین دوربینی عکس گرفتم، میان سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ بود؛ روزگاری که تازه به مکتب شامل
میشدم. همان عکس سیاهوسفید کوچک، بعدها به بخشی از هویت من تبدیل شد و سالها
روی اسناد و مدارک مکتب باقی ماند.
آن
روزها هنوز «کمرهفوری» در گوشهوکنار شهرها و جادههای افغانستان دیده میشد.
عکاسان با جعبههای چوبی دستساز خود در کنار سرکها مینشستند و در چند دقیقه
تصویری را ثبت و ظاهر میکردند. بیشتر مردم برای گرفتن عکس تذکره، اسناد تحصیلی و
مدارک رسمی به سراغ همین دوربینها میرفتند.
کمرهفوری
که در جهان با نام «Camera Obscura» یا دوربین
جعبهای شناخته میشود، از دههٔ ۱۹۵۰ میلادی تا حدود سال ۲۰۰۶ در کنار جادههای افغانستان دیده میشد. این دوربینهای ساده اما
شگفتانگیز، بدون نیاز به فناوریهای پیچیده، عکسهای سیاهوسفیدی تولید میکردند
که امروز به بخشی از حافظهٔ جمعی چند نسل تبدیل شدهاند.
اما
زمانه تغییر کرد. با ورود دوربینهای دیجیتال، چاپ رنگی و سپس تلفونهای همراه
مجهز به کمره، این عکاسان خیابانی و جعبههای چوبیشان به تدریج از کوچهها و
بازارها ناپدید شدند. آنچه باقی ماند، عکسهایی است که هنوز بوی گذشته میدهند؛
تصاویری که بخشی از تاریخ اجتماعی افغانستان را در خود حفظ کردهاند.
با
مهر
سروش
مهرنوش نیکزاد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر