۱۴۰۵ تیر ۲۰, شنبه

کوه دیکچه

در میان روایت‌های شفاهی مردم کابل، حکایتی درباره «کوه دیکچه» نقل می‌شود؛ محلی که گفته می‌شود در بیست میلی کابل، در جنوب تنگی هوتکی، قرار داشته و امروزه دیگر نشانی از آن بر جای نمانده است. این روایت‌ را پوهاند دکتر عبدالاحمد جاوید نیز در کتاب افسانه‌های قدیم شهر کابل، آورده است. 



بر پایه این روایت، روزگاری چهار برادر و یک خواهر در آنجا زندگی می‌کردند و از راه گردآوری و فروش هیزم، معاش خود را تأمین می‌نمودند.

روزی، آنان از فراز کوه مشاهده کردند که سپاه دشمن از سمت جنوب به سوی شهر در حرکت است. بی‌درنگ خود را به مردم رساندند و آنان را از نزدیک شدن دشمن آگاه ساختند. مردم نیز برای در امان ماندن به کوه پناه بردند. چند شب و چند روز که گذشت، آب و آذوقه به پایان رسید و همگان در تنگنای گرسنگی و تشنگی افتادند.

در این هنگام، یکی از چهار برادر مردم را به دعا و استمداد از خداوند فراخواند. همگان دست به دعا برداشتند و با تضرع از درگاه الهی یاری خواستند. سپس یکی دیگر از برادران از یافتن چشمه‌ای زلال و گوارا خبر داد. روایت می‌گوید هنگامی که مردم از کنار چشمه بازگشتند، سفره‌ای از نعمت برای آنان گسترده شده بود. مردم این رخداد را از کرامات آن پنج تن می‌دانستند.

اندکی بعد، خبر رسید که دشمن شهر را غارت و ویران کرده و آهنگ آن دارد که به کوه نیز حمله کند و پناه‌جویان را از میان بردارد. در همین هنگام، بنا بر این روایت، ندایی غیبی به گوش چهار برادر و خواهرشان رسید که آنان را به پنهان شدن فراخواند و نوید داد که خداوند ایشان را به جایگاهی امن رهنمون خواهد ساخت. هنوز لحظه‌ای نگذشته بود که هر پنج تن از نظرها ناپدید شدند.

مردم محل تا امروز چهار قله آن کوه را به نام چهار برادر و قله پنجم را به نام خواهر یاد می‌کنند. همچنین نقل می‌کنند که خواهر بر فراز کوه نان می‌پخت و برادران آن را میان مردم توزیع می‌کردند. اما سرنوشت دیگر مردمی که به آن کوه پناه برده بودند، در این روایت روشن نیست و در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تازه ترین مطالب

مقبرهٔ سه‌اغر؛ آرامگاه ویس اتکه و یادگار روزگار تیموری در کابل

  نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد  در دامنهٔ شرقی کوه تخت‌شاه، در میان گورستان تاریخی شهدای صالحین کابل و در جنوب آرامگاه تمیم انصار، گنبدی ت...

پربازدیدترین ها