۱۴۰۵ تیر ۲۰, شنبه

روایت‌هایی از گیس یا چراغ فشاری نفتی

 

نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد 

گیس یا چراغ فشاری نفتی روزگاری یکی از لوکس‌ترین و مدرن‌ترین وسایل روشنایی در افغانستان بود. نسل امروز، به‌ویژه متولدین دو دهه‌ی اخیر، شاید کمتر این وسیله را از نزدیک دیده باشند؛ اما برای بسیاری از خانواده‌ها، گیس بخشی از خاطرات شیرین شب‌های گذشته بود. من نیز به یاد دارم که سال‌ها پیش، یکی از همین گیس‌ها در میان وسایل قدیمی خانه ما نگهداری می‌شد. اگر می‌دانستم که روزی در موردش می‌نویسم، بیشتر با آن وقت می‌گذراندم.



می‌گویند در گذشته، گیس بیشتر در خانه‌های خانواده‌های مرفه و طبقه متوسط پیدا می‌شد و معمولاً آن را هنگام آمدن مهمانان روشن می‌کردند. در مقابل، وسیله‌ای که در بیشتر خانه‌ها کاربرد روزانه داشت، اریکین و لامپ‌های تیلی بود. پلتهٔ اریکین از وسایلی بود که در هر خانه‌ای پیدا می‌شد و خرید آن بخشی از نیازهای معمول خانواده به شمار می‌رفت.

اما ارزش این وسایل روشنایی‌بخش تنها در روشنایی آن نبود؛ این چراغ، محفل‌آفرین بود. شامگاه که تاریکی بر کوچه‌ها و خانه‌ها سایه می‌انداخت، پدر یا مادر، اغلب پدر خانواده، گیس یا اریکین را روشن می‌کرد. اعضای خانواده در نور زرد و آرام آن شام می‌خوردند و پس از آن گرد هم می‌نشستند. قصه‌های پدربزرگ‌ها، خاطرات مادرکلان‌ها، افسانه‌ها و روایت‌های قدیمی، همه در روشنایی همین چراغ جان می‌گرفت. آن شب‌ها، نور گیس و ارکین دل‌ها را نیز به هم نزدیک‌تر می‌ساخت. امروز اما در بسیاری از خانه‌ها، پس از شام هر کس سرگرم صفحهٔ تلفن همراه خود است و آن محفل‌های صمیمی کمتر تکرار می‌شود.

گیس با تیل خاک یا پطرول کار می‌کرد. درون آن جالی قرار داشت و با پمپ دستی، هوا به مخزن فرستاده می‌شد تا سوخت با فشار به جالی برسد و پس از روشن شدن، نوری سفید و نسبتاً قوی تولید کند. همین ویژگی باعث می‌شد روشنایی آن از بسیاری چراغ‌های معمولی بیشتر باشد.

بیشتر گیس‌هایی که به افغانستان می‌آمد، ساخت انگلستان بود و داشتن آن نوعی اعتبار محسوب می‌شد. در بسیاری از قریه‌ها شاید بیش از دو یا سه گیس وجود نداشت. هنگام برگزاری عروسی‌ها، همه گیس‌های قریه را جمع می‌کردند؛ یکی را کنار دیگ‌ها می‌گذاشتند، دیگری را در باغ یا حویلی که برای مهمانان گلیم هموار شده بود. گیس‌ها آن‌قدر مشهور بودند که هر کدام به نام صاحبش شناخته می‌شد؛ اگر کسی در محفلی گیس خاصی را می‌دید، فوراً می‌گفت: «این گیسِ فلانی است.»

در برخی خانواده‌ها، گیس چنان ارزشمند بود که حتی در جهیز یا مهریهٔ عروس نیز جای داشت؛ هدیه‌ای که نمادی از رفاه، آبرو و آغاز زندگی مشترک به شمار می‌رفت.

امروز گیس‌ها دیگر جای خود را به برق و چراغ‌های مدرن داده‌اند، اما هر بار که یکی از این چراغ‌های قدیمی را می‌بینیم، گویی دریچه‌ای به گذشته باز می‌شود؛ به شب‌هایی که نور اندک بود، اما صفا و صمیمیت بسیار.

گیس چگونه روشنایی می‌آفرید؟

گیس یا چراغ فشاری نفتی بر پایهٔ یک سیستم هوشمند فشار هوا کار می‌کرد. در این وسیله، ابتدا مخزن با تیل خاک (نفت سفید) پر شده و با استفاده از پمپ دستی، هوا به داخل آن فشرده می‌شد. این فشار، سوخت را از میان لوله‌ای باریک به بخش تبخیرکننده هدایت می‌کرد؛ جایی که در اثر حرارت، تیل به گاز تبدیل می‌شد. سپس این گاز با هوا مخلوط شده و وارد توری ویژه‌ای به نام «جالی» یا مانتل می‌شد. برخلاف تصور رایج، شعله مستقیماً روشنایی تولید نمی‌کرد، بلکه حرارت حاصل از سوختن گاز، مانتل را به حالت گداخته درمی‌آورد و نور سفید، گرم و بسیار درخشانی ایجاد می‌کرد. پیش از روشن شدن، تبخیرکننده باید با الکول یا شعلهٔ پیش‌گرم‌کن گرم می‌شد تا سوخت به‌درستی گاز شود. این فناوری که در سال ۱۹۱۰ با اختراع چراغ پترومکس (Petromax) در آلمان رواج یافت، نسبت به چراغ‌های فتیله‌ای نور چندین برابر بیشتر تولید می‌کرد و تا پیش از برق‌رسانی گسترده، یکی از پیشرفته‌ترین و پرکاربردترین وسایل روشنایی در خانه‌ها، مساجد، محافل عروسی، اردوگاه‌ها و مناطق دورافتادهٔ جهان، از جمله افغانستان، به‌شمار می‌رفت.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تازه ترین مطالب

مقبرهٔ سه‌اغر؛ آرامگاه ویس اتکه و یادگار روزگار تیموری در کابل

  نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد  در دامنهٔ شرقی کوه تخت‌شاه، در میان گورستان تاریخی شهدای صالحین کابل و در جنوب آرامگاه تمیم انصار، گنبدی ت...

پربازدیدترین ها