چنداول کابل از قدیمیترین محلههای این شهر است که پیشتر تاریخچهٔ آن را بهگونهٔ مفصل منتشر کرده بودم؛ از همینرو در این نوشته به پیشینهٔ آن نمیپردازیم. بهگونهٔ کوتاه، نام «چنداول» ریشه در زبان ترکی دارد و به گروهی از سپاهیان گفته میشد که در عقب لشکر حرکت میکردند و مسئولیت حفاظت از آن را بر عهده داشتند. منابع تاریخی نشان میدهد که این محله دستکم از اوایل سدهٔ دهم هجری قمری وجود داشته و برخلاف تصور رایج، تنها یادگار دورهٔ نادر افشار نیست. پس از انتقال پایتخت، چنداول در دورهٔ تیمورشاه درانی نیز از مهمترین محلههای کابل بهشمار میرفت و بهعنوان یکی از مراکز مهم قزلباشنشین، با مسجدها، تکیهخانهها، بازارها و گذرهای متعدد، نقش مهمی در زندگی شهری کابل ایفا میکرد.
اما آنچه در این نوشته میخوانید، روایت مردمانی است که در چنداول زندگی میکردند. تاریخ گذرها و کوچههای کابل قدیم تنها در دیوارها و کوچههایش خلاصه نمیشود، بلکه با نام و خاطرهٔ انسانهایی زنده است که در آن زندگی، کار و معاشرت داشتند؛ مدیران، معلمان، مأموران دولت، شاعران، دکانداران، هنرمندان و دیگر چهرههایی که هرکدام بخشی از هویت این محله را شکل دادهاند. فهرست این نامها با اقتباس از کتاب «چهارچته سرچوک کابل» نوشتهٔ غلامسخی رحمانی گردآوری شده است.
در چنداول چه کسانی زندهگی میکردند؟
غلامسخی رحمانی در کتاب «چهارچته سرچوک کابل»، چنداول را محلهای پرجمعیت و آبرومند توصیف میکند که خانوادههای سرشناس بسیاری در آن زندگی میکردند.
به نوشته او، میرمحمد ابراهیم، پدر سید اسحق جوادی مدیر محاسبه وزارت تجارت، در سرچهارسوی چنداول دکان داشت. در این محله همچنین جعفرخان فرقهمشر، تکیهخانه آغامیر آغا، عزیز معلم ترجمان، برادر جعفر عبدال جان، صوفی محمد صدیق مدیر شرکت قندسازی، محمدرحیم مدیر، محمدنعیم مدیر انحصارات دولتی، محمدرفیق، کاکا عظیم مدیر انحصارات دولتی، محمداصغر، محمدیونس، محمد سلیمان، محمدیونس مشهور به بروت (خواهرزاده جعفر چنداولی)، آقای کهزاد برادر یعقوب کهزاد، نسیم اسیر شاعر و مدیر تکتفروشی شرکت آریانا، حیدر ژوبل، شهابزاده، استاد حسین نهضت، غلام حیدر بیات مدیر عمومی انحصارات دولتی، غلام سرور بیات مدیر وزارت تجارت، غلام حسین بیات، محمدشاه مدیر نقلیات دولتی، سید احمدشاه مدیر وزارت تجارت، هاشمخان، انور نوشاد، محمدعلی شناور، عزیز مأمور وزارت معارف و شماری دیگر از شخصیتهای شناختهشده سکونت داشتند.
تکیهخانههای مشهور چنداول
رحمانی از چند تکیهخانه مشهور این محله نیز یاد میکند؛ از جمله تکیهخانه عمومی چنداول، تکیهخانه آغامیر آغا، تکیهخانه رضا کشمیری و تکیهخانه آغا بلبل که از مراکز مهم مذهبی و اجتماعی مردم محل بهشمار میرفتند.
داستان «باقی نابینا»
یکی از روایتهای جالب این محله، مربوط به باقیجان، مامای نصیر صابری است. او جوانی خوشپوش، کاکه و کارمند شرکت قندسازی بود که در مدیریت اوراق وظیفه داشت. پس از مبتلا شدن به بیماری چشم، با معرفی داکتر محمودی برای درمان به ایران فرستاده شد؛ اما بیناییاش را از دست داد.
پس از نابینا شدن، به شعر روی آورد و تخلص «باقی نابینا» را برگزید. به نوشته رحمانی، استاد رحیمبخش نیز در یکی از آهنگهایش از او یاد کرده و خوانده است:
درد باقی دوا ندارد
چشم باقی شفا ندارد.
کوچههای تاریخی چنداول
چنداول از مجموعهای از کوچهها و گذرهای قدیمی تشکیل شده بود که هرکدام نام و هویت ویژهای داشتند. غلامسخی رحمانی از کوچه خافیها، کوچه کردها، کوچه هزارهها، کوچه کلهخورا، کوچه جوانشیرها و کوچه منصورها بهعنوان مشهورترین کوچههای این محله نام میبرد.
در پیرامون این محله، بازارهای پررونقی چون مارکیت لیلامی پرزهجات موتر، سرای ذغال، مندوی برنجفروشی، حبوباتفروشی و ترکاریفروشی فعالیت داشتند. در نزدیکی آن نیز باغ قاضی قرار داشت و از جنوب باغ قاضی، سرکی به سوی بالاجوی امتداد مییافت.
با مهر
سروش مهرنوش نیکزاد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر