استاد عبدالسمیع رفیع، پژوهشگر و بیدلشناس افغانستان، از انتشار تازهترین اثر پژوهشی خود با عنوان «معشوق ازلی و نظام عشق در غزلیات بیدل؛ خوانشی هستیشناختی و سلوکی» خبر داد. وی این خبر را در صفحه رسمی فیسبوک خود منتشر کرده و این اثر را حاصل سالها پژوهش در حوزه اندیشه و شعر ابوالمعانی بیدل دانسته است.
به گفته استاد
رفیع، این کتاب با رویکردی هستیشناختی، عرفانی و سلوکی، پانزده غزل عاشقانه بیدل
را بهصورت بیتبهبیت شرح و تفسیر میکند و میکوشد لایههای پنهان اندیشه این
شاعر بزرگ را با زبانی روشن و روشمند برای مخاطب امروز آشکار سازد.
وی در پیام خود
تأکید کرده است که در بیش از چهار دهه پژوهش، نسخههای خطی و چاپی آثار بیدل را از
کشورهای مختلف گردآوری و با یکدیگر مقابله کرده است، اما نسخهشناسی را تنها مقدمه
پژوهش میداند، نه مقصد آن. او معتقد است شناخت واقعی بیدل تنها از مسیر تحلیل،
تفسیر و فهم دستگاه فکری این شاعر ممکن است و نه صرفاً گردآوری یا نمایش نسخههای
خطی.
استاد رفیع همچنین
نوشته است که در «بنیاد جهانی بیدلپژوهی» رویکرد اصلی بر تولید معرفت استوار است
و هدف، عرضه نتایج پژوهشهای علمی درباره اندیشه، عرفان، فلسفه و پیامهای انسانی
بیدل است، نه انتشار تصاویر نسخههای خطی.
کتاب «معشوق ازلی
و نظام عشق در غزلیات بیدل» در
چاپ نخست، تابستان ۱۴۰۵ خورشیدی، از سوی انتشارات احراری منتشر شده
است. این اثر در ۳۳۴ صفحه و با شمارگان ۵۰۰ نسخه به چاپ
رسیده است.
نگاهی
به کتاب
با نگاه به فهرست عناوین میتوان دریافت که نویسنده پیش از ورود به شرح غزلیات، تلاش کرده است دستگاه فکری بیدل را
بهصورت منسجم بازسازی کند. اثر با پنج فصل نظری آغاز میشود که به بررسی افق
تاریخی و فکری بیدل، مبانی هستیشناسی، انسانشناسی عرفانی، زبان و خیال، و در
نهایت «نظام عشق» و مفهوم «معشوق ازلی» میپردازد؛ سپس شرح تفصیلی پانزده غزل
منتخب ارائه میشود.
در پیشگفتار کتاب،
استاد رفیع تأکید میکند که غزلهای بیدل فقط بیان احساسات عاشقانه نیستند، بلکه
تجلی یک دستگاه معرفتیاند که در آن هستی، آگاهی، زبان و سلوک به هم پیوند خوردهاند.
از نگاه او، فهم این غزلیات بدون شناخت مبانی فلسفی و عرفانی اندیشه بیدل ممکن
نیست و از همین رو، مباحث نظری کتاب مقدمهای ضروری برای ورود به متن غزلها به
شمار میرود.
یکی از محورهای
اصلی کتاب، تفسیر مفهوم «معشوق ازلی» است. نویسنده این مفهوم را نه یک معشوق
زمینی، بلکه حقیقت پیشاتعیّن و بنیاد هستی میداند که در مراتب آگاهی و خیال جلوه
میکند. در این چارچوب، عشق نیروی حرکت هستی و انسان آیینه تجلی حقیقت معرفی میشود.
این کتاب را میتوان
تلاشی برای ارائه خوانشی نظاممند از اندیشه بیدل دانست؛ خوانشی که از سطح شرح
واژگان و صنایع ادبی فراتر رفته و میکوشد پیوند شعر بیدل را با عرفان نظری، فلسفه
اسلامی و تجربه سلوکی نشان دهد. از این منظر، اثر تازه عبدالسمیع رفیع میتواند
برای پژوهشگران ادبیات عرفانی، دانشجویان زبان و ادبیات فارسی و علاقهمندان بیدل،
منبعی قابل توجه و متفاوت باشد.
با مهر
سروش مهرنوش نیکزاد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر