نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد
من همیشه به مود و استایل اهمیت دادهام. زمانی که به دانشگاه میرفتم
یا در دفتر کار میکردم، کمتر پیش میآمد که لباسهایم در طول یک هفته تکرار شوند.
جالب اینکه شاگردانم گاهی با شوخی میگفتند: «استاد، مگر شما دکان دریشیفروشی
دارید که هر روز رنگارنگ میپوشید؟» من هم میخندیدم و پاسخ میدادم: «نه، کاشکی
میداشتم!» این خاطره را از آنرو یاد کردم که با موضوع این نوشته پیوند دارد؛
روایتی از فصل فراموششدهٔ مود در افغانستان. حالا بیش از این پرحرفی نمیکنم و
شما را به خواندن این روایت جذاب دعوت میکنم.
وقتی کابل
پاریس آسیای مرکزی بود؛
روایت مود، جهانگردان
جوان و جادهٔ ابریشم
در دههٔ ۱۳۴۰ خورشیدی (دههٔ ۱۹۶۰ میلادی)، کابل را «پاریس آسیای مرکزی» مینامیدند. در آن سالها، بالاپوشهای
پوست بز افغانستان به یکی از مهمترین کالاهای صادراتی مود این کشور مبدل شده بود؛
پوششی که نهتنها در بازارهای جهانی شهرت یافت، بلکه صفحات مجلهٔ Vogue را نیز زینت بخشید و طراحان مود آن را برای جهانگردان جوان ماجراجویی
که آرزوی سفر در امتداد جادهٔ ابریشم را داشتند، الگو قرار دادند.
در شمارهٔ دسمبر ۱۹۶۹ مجلهٔ Vogue، عکاس امریکایی فرد مارون همراه با گروهی از طراحان و آرایشگران مود به کابل سفر کرد تا مجموعهای با عنوان «ماجراجویی افغانستان» (Afghan Adventure) را ثبت کند. در این مجموعه، مودلها در پسزمینههای گوناگون افغانستان، در امتداد مسیر مشهور «جادهٔ هیپیها»، به تصویر کشیده شدند؛ مسیری که از دههٔ ۱۹۵۰ میلادی، هر سال هزاران جوان امریکایی و اروپایی را که در جستجوی تجربهای متفاوت از سفر بودند، به افغانستان میکشاند.
یکی از مشهورترین عکسهای این مجموعه، مودلی مویطلایی را نشان میدهد
که بر شتری در درهٔ بامیان سوار است. بامیان، جایی بود که نزدیک به دو هزار سال
پیش، تمدنهای یونانی و بودایی با یکدیگر تلاقی کردند و یکی از مهمترین مراکز
فرهنگی، هنری و بازرگانی مشرقزمین را پدید آوردند.
در پسزمینهٔ همان تصویر، پیکرهٔ عظیم بودای بامیان دیده میشود؛
مجسمهای با ارتفاع حدود ۵۳ متر که زمانی بلندترین تندیس
ایستادهٔ بودا در جهان به شمار میرفت.
امروز،
صخرههای بامیان که روزگاری نماد پیوند فرهنگهای یونانی، فارسی، هندی، چینی و ترک
بودند، تنها غارهایی را در دل خود جای دادهاند که سالها پناهگاه بیجاشدگان جنگ
و خانوادههای بیسرپناه افغانستان بودهاند.
در
تصویر دیگری از این مجموعه، مودل مجله با شلواری نازک و سبک، در کنار ریشسفیدان
قبیلهٔ کوچی، چای عصرانه مینوشد. مهماننوازی همواره یکی از برجستهترین ویژگیهای
مردم افغانستان بوده است؛ چنانکه در فرهنگ سنتی این سرزمین، آسایش مهمان بر آسایش
میزبان مقدم شمرده میشود.
این گزارش تصویری تنها به طبیعت و لباسها محدود نبود، بلکه به چهرههای تأثیرگذار دنیای مود کابل نیز میپرداخت. در میان آنان، صفیه طرزی، طراح جوان افغانستان، جایگاه ویژهای داشت؛ زنی که با طراحیهای نوآورانهٔ خود، نقش مهمی در شکلگیری مود معاصر افغانستان ایفا کرد و در استودیوی شخصیاش به طراحی و دوخت پوشاک میپرداخت
.شاید امروز تصورش دشوار باشد، اما کابل روزگاری، همانند پاریس،
میزبان نمایشهای مود بود. در یکی از فیلمهای کمیاب باقیمانده از آن دوران، ملکه همیرا، همسر محمد ظاهر شاه، در یکی از نمایشهای
مود دههٔ ۱۹۶۰ کابل حضور یافته است؛ تصویری که
گواه روزگاری است که افغانستان از مراکز مهم فرهنگ، هنر و مود در منطقه به شمار میرفت.
این
تصاویر و فیلمهای باقیمانده، روایتگر دورانیاند که افغانستان چهرهای پویا، مدرن
و سرشار از امید داشت. شاید روزی دوباره مود و هنر بتوانند در این سرزمین به
ابزاری برای دگرگونی اجتماعی مبدل شوند و شکوه جادهٔ ابریشم بار دیگر در کابل جان
بگیرد. گاهی تاریخ نشان داده است که حتی پوشاک و هنر نیز میتوانند آغازگر تغییرات
بزرگ باشند.
منبع
A Groovy Fashion Show in 1960s Afghanistan




هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر