نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد
در میان طرحهای فرهنگی کابل دهه ۴۰ خورشیدی، «سینمای بریکوت» نامی است که بیش از آنکه با نمایش فیلم شناخته شود، با انتظار و ناتمامماندن گره خورده است.
در همان زمان، اگرچه این سینما هنوز فعال نشده بود، اما فرهنگ نمایش فیلم در کابل تنها به سالنهای رسمی محدود نمیشد. در کتابخانه عامه کابل، کتابخانه دانشگاه کابل و برخی مؤسسات تعلیمی، فیلمهای تربیتی و آموزشی بهگونه رایگان برای شاگردان و علاقهمندان به نمایش گذاشته میشد. حتی کتابخانه سفارت امریکا نیز دارای سالنی برای نمایش فیلم بود که برنامههای آن بدون حقالورود در اختیار تماشاگران قرار میگرفت.
در
شبهای جشن استقلال، این تجربه رنگی عمومیتر به خود میگرفت. در چمن حضوری، فیلمها
در فضای باز و بهگونه رایگان به نمایش درمیآمد و مردم در فضای جمعی و شاد، به
تماشای آن مینشستند. این نمایشها، علاوه بر جنبه تفریحی، بخشی از فعالیتهای
فرهنگی و تبلیغاتی نهادهای داخلی و خارجی نیز به شمار میرفت.
در
سطح رسمی، وزارت اطلاعات و فرهنگ نقش اساسی در مدیریت و نظارت بر سینما داشت. از
طریق بخش ویژهای برای واردات فیلم، تمامی آثار پیش از نمایش مورد بررسی قرار میگرفتند.
همچنین این وزارت، با ایجاد واحد فیلمبرداری، به تولید فیلمهای مستند و خبری از
رویدادهای داخلی و سفرهای رسمی میپرداخت و آنها را در اختیار مردم قرار میداد.
سینمای سیار نیز یکی دیگر از ابزارهای این نهاد بود که فیلمها را به ولایات میرساند
و در آگاهیدهی عمومی نقش داشت.
در
کنار این تلاشها، تولیدات داخلی نیز هرچند محدود، اما آغاز شده بود. فیلمهایی
چون «عشق و دوستی» و «عقاب» از نخستین تجربههای سینمایی هنرمندان افغان به شمار
میرفتند که نشانهای از شکلگیری تدریجی این هنر در کشور بود.
با
این همه، سرنوشت سینمای بریکوت، بازتابی از فراز و نشیبهای تاریخ کابل است. این
ساختمان در جریان جنگهای تنظیمی دهه ۱۹۹۰ میلادی، ویران شد. امروز، نام بریکوت بیشتر
بهعنوان خاطرهای ناتمام در حافظه شهری کابل باقی مانده است—یادآور دورهای که
سینما، با همه محدودیتها، بخشی از زندهگی فرهنگی مردم را شکل میداد.
#سروشمهرنوشنیکزاد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر