۱۴۰۵ خرداد ۳, یکشنبه

سفری به جهان رازآلود بیدل؛ معرفی مجموعه‌ی پژوهشی ۵ جلدی استاد عبدالسمیع رفیع

 

)ابولمعانی میرزا محمد عبدالقادر بیدل؛ شرح مثنوی محیط اعظم(

 


در روزگاری که پژوهش‌های عمیق عرفانی و ادبی کمتر مجال ظهور می‌یابند، انتشار مجموعه‌ی گسترده‌ی پژوهشی استاد عبدالسمیع رفیع درباره‌ی آثار و مثنوی‌های عبدالقادر بیدل را می‌توان یکی از رویدادهای ارزشمند در حوزه‌ی ادبیات و عرفان پارسی دانست. این مجموعه (ابولمعانی میرزا محمد عبدالقادر بیدل؛ شرح مثنوی محیط اعظم) که حاصل سال‌ها تحقیق، تأمل و سلوک فکری نویسنده است، تلاشی جدی برای گشودن لایه‌های پنهان اندیشه و جهان‌بینی پیچیده‌ی بیدل به شمار می‌رود.

بر بنیاد گفته‌های آقای رفیع، وی طی چند سال اخیر نزدیک به بیست جلد کتاب در عرصه‌ی عرفان و اندیشه‌ی بیدل تألیف کرده است. این آثار بازتاب تجربه‌ی درونی و سیر فکری او در مواجهه با جهان رمزآلود بیدل‌اند. در میان این آثار، شرح «مثنوی محیط اعظم» جایگاهی ویژه دارد؛ اثری سترگ که به گفته‌ی وی، دشوارترین و عمیق‌ترین تجربه‌ی علمی و روحی او بوده است.

این شرح که در پنج جلد و حدود دو هزار و پنج‌صد صفحه تدوین شده، ابیات مثنوی را بیت‌به‌بیت بررسی و تفسیر می‌کند. اهمیت این کار در آن است که مثنوی‌های بیدل، برخلاف بسیاری از آثار کلاسیک، کمتر مورد شرح و واکاوی جامع قرار گرفته‌اند و پیچیده‌گی‌های زبانی، فلسفی و عرفانی آن‌ها، فهم‌شان را دشوار ساخته است. استاد رفیع کوشیده تا با تکیه بر عرفان نظری، فلسفه‌ی اسلامی، سبک‌شناسی ادبی و شناخت سنت‌های تصوف، پلی میان خواننده و جهان فکری بیدل ایجاد کند.

در این مجموعه، خواننده وارد قلمرویی از اندیشه، شهود، فلسفه و انسان‌شناسی عرفانی می‌شود. وی تأکید دارد که فهم بیدل نیازمند ذهنی چندبُعدی است؛ ذهنی که بتواند میان عرفان، ادبیات، دین، فلسفه و روان‌شناسی پیوند برقرار کند. از همین رو، این آثار برای پژوهشگران فلسفه، عرفان و مطالعات فرهنگی اهمیت ویژه دارند.

هم‌چنین استاد رفیع در پستی که در صفحه فیسبوکش گذاشته در مورد نشر این مجموعه، از پدرش نیز یاد می‌کند؛ کسی که نخستین بار او را با جهان بیدل آشنا ساخته و بذر این دلبستگی را در جانش کاشته است. این اشاره، بُعد انسانی و عاطفی این پروژه‌ی بزرگ را برجسته‌تر می‌سازد و نشان می‌دهد که چنین آثار سترگی، تنها با دانش به‌وجود نمی‌آیند، بلکه ریشه در عشق، ارادت و تجربه‌ی زیسته دارند.

بی‌گمان، انتشار چنین مجموعه‌هایی می‌تواند گامی مهم در زنده نگه‌داشتن میراث عرفانی و ادبی زبان پارسی‌دری باشد؛ میراثی که در جهان امروز، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند بازخوانی و فهم دوباره است.

در پایان، برای استاد گران‌قدر عبدالسمیع رفیع آرزوی سلامتی، موفقیت و پایداری در مسیر پژوهش و خدمت به فرهنگ و ادب پارسی داریم؛ باشد که چراغ اندیشه و معرفت ایشان همچنان فروزان بماند.

با مهر

سروش مهرنوش نیکزاد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تازه ترین مطالب

مقبرهٔ سه‌اغر؛ آرامگاه ویس اتکه و یادگار روزگار تیموری در کابل

  نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد  در دامنهٔ شرقی کوه تخت‌شاه، در میان گورستان تاریخی شهدای صالحین کابل و در جنوب آرامگاه تمیم انصار، گنبدی ت...

پربازدیدترین ها