۱۴۰۵ خرداد ۵, سه‌شنبه

داستان (کوراوغلو)

 در روایت‌های عامیانه چنین آمده است که مردی به نام حسن‌خان، که از خانان ظالم و ستمگر به شمار می‌رفت، روزی بر یکی از مهتران خود به نام علی‌کیش خشم می‌گیرد. او بدون آن‌که گناهی از علی‌کیش سر زده باشد، دستور می‌دهد چشمانش را کور کنند.



علی‌کیش که مردی سالخورده بود، همراه با پسرش روشن ــ که بعدها به نام کوراوغلو (پسرِ کور) شهرت یافت ــ ناچار می‌شود دهکده‌ی خود را ترک کند. آن‌ها با دو کره‌اسب به نام‌های قیرات و دورات راه سفر در پیش می‌گیرند و در کوهستان‌ها به زندگی پناه می‌برند.

روشن، که بعدها کوراوغلو نامیده شد، آن دو کره‌اسب را در تاریکی پرورش می‌دهد تا نیرومند و جنگی بار آیند. با گذشت زمان، او یاران و دوستان بسیاری گرد خود جمع می‌کند و در برابر ظلم حسن‌خان به مبارزه برمی‌خیزد. سرانجام کوراوغلو موفق می‌شود حسن‌خان را اسیر کند و او را به سزای کردار ستمگرانه‌اش برساند و بدین‌گونه دست ظالمان را از سر مردم بیچاره و مظلوم کوتاه سازد.

داستان کوراوغلو از جمله روایت‌هایی است که در آن از دلاوری‌ها و مبارزه‌ی جوانمردان راه آزادی سخن گفته می‌شود. این داستان آمیزه‌ای از نظم و نثر است و در میان آن اشعار حماسی نیز آمده است. در زیر نمونه‌ای از اشعار ترکی آذری این داستان، همراه با ترجمه‌ی فارسی آن، آورده می‌شود:

متن آذری:

کوراوغلو ایلمز یاغی و بیگانه‌یه سر

مردین باشیندا قدا اولماز

نعره‌لر چکرَم بو دنیا دا

گؤسترَرَم محشری دشمنه، گلین!

ترجمه:

کوراوغلو در برابر دشمن و بیگانه سر فرود نمی‌آورد

مرد راستین هرگز سر از بیم خم نمی‌کند

من در این جهان نعره برمی‌آورم

و برای دشمنان محشری برپا می‌کنم؛ بیایید!

متن آذری:

ایگیت اولان ایریلمز اصلین‌دن

ترلان اولان قویونو گلوندن ورمز

یاغی امان چکَر مردین الین‌دن

لاشین اوستونه لاش قالان منم!

ترجمه:

جوانمرد هرگز از اصل و ملت خویش جدا نمی‌شود

شاهین نمی‌گذارد قویی از دریاچه‌اش ربوده شود

دشمن از دست مردان دلیر فریاد امان برمی‌آورد

من آن کسی هستم که پیکر دشمنان را بر هم می‌افکند

شایان یادآوری است که داستان کوراوغلو در شمال افغانستان و نیز در بسیاری از سرزمین‌های آسیای میانه ــ مانند ازبکستان، ترکمنستان، ارمنستان و همچنین در ایران ــ رواج فراوان دارد. این روایت حماسی از نگاه تاریخی، ادبی و فرهنگی بسیار جالب و قابل توجه است و پژوهشگران می‌توانند آن را از جنبه‌های گوناگون مورد بررسی و تحقیق قرار دهند. در اینجا تنها به‌گونه‌ای کوتاه به آن اشاره شد.

با مهر

سروش مهرنوش نیکزاد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تازه ترین مطالب

مقبرهٔ سه‌اغر؛ آرامگاه ویس اتکه و یادگار روزگار تیموری در کابل

  نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد  در دامنهٔ شرقی کوه تخت‌شاه، در میان گورستان تاریخی شهدای صالحین کابل و در جنوب آرامگاه تمیم انصار، گنبدی ت...

پربازدیدترین ها