هرگاه
سخن از حافظهی فرهنگی و جمعی کابل به میان آید و از چهرههایی که با قلم، اندیشه
و رنج خویش بخشی از این حافظه را زنده نگه داشتهاند یادی نشود، گویی روایت ناتمام
مانده است. در میان این نامها، داکتر صبورالله سیاسنگ جایگاه ویژهای دارد. او
نویسندهایست با سبک نگارش وزین که واژهها در قلمش برای زندهساختن خاطره، روایت
درد و بازگویی حقیقت، جان میگیرند.
آقای سیاسنگ از آن
نویسندهگانیست که هر خوانندهای میتواند بخشی از خودش را در نوشتههای او پیدا
کند؛ گاهی در اندوه، گاهی در طنز، گاهی در خشم و گاهی در حسرتی که از میان سطرهایش
عبور میکند. خوشبختانه روزی من نیز مورد لطف قلم او قرار گرفتم. چنان با مهر،
دقت و نجابت نوشته بود که هم شگفتیزده شدم و هم شیفتهی نحو نگارش و جهان نگاهش
گردیدم. در نوشتههای او، واژهها فضا، خاطره و حس میآفرینند.
من که روی حافظهی جمعی
کابل، کوچهها، گذرها، آدمها و روایتهای فراموششدهی این شهر کار میکنم، بر خود
لازم میدانم که از چنین چهرهای یاد کنم؛ نویسندهای که در غزنی زاده شد، اما در کابل
بالید و هم روزهای شیرین و هم سالهای تلخ زندان را در همین شهر پشت سر گذاشت.
در این نوشته، زندهگی و کارنامهی داکتر صبورالله سیاسنگ؛ نویسنده، شاعر و روایتگر روزگار پُرآشوب افغانستان را میخوانید.
داکتر صبورالله سیاسنگ؛ نویسنده، شاعر و روایتگر روزگار پُرآشوب
داکتر صبورالله سیاسنگ از چهرههای شناختهشدهی ادبیات معاصر افغانستان است؛ نویسنده، شاعر، مترجم، منتقد و پژوهشگری که زندهگی و آثارش بهگونهای ژرف با فراز و فرودهای سیاسی و اجتماعی افغانستان گره خورده است. او از آن نسل نویسندهگانیست که هم شاهد رویدادهای دشوار معاصر بوده و در عین حال، با گوش و پوست خود تجربه کرده و سپس به زبان ادبیات و روایت منتقل کردهاند.
آقای سیاسنگ در دهم اکتوبر سال ۱۹۵۸ میلادی، برابر با هژدهم میزان ۱۳۳۷ خورشیدی، در شهر تاریخی غزنی به گام به عرصهی وجود گذاشت. پدرش افسر نظامی بود و بههمین دلیل سالهای کودکی او در شهرهای مختلف افغانستان، از جمله گردیز، خوست و غزنی سپری شد. فضای خانواده، هرچند نظامی و منظم بود، اما او از همان سالهای نوجوانی روحیهای متفاوت داشت؛ ذهنی کنجکاو، حساس و جستوجوگر که بیشتر از هرچیز به شعر، داستان و اندیشه گرایش پیدا میکرد.
آموزشهای ابتدایی و متوسطه را در پکتیا و غزنی ادامه داد و سپس وارد لیسهی سنایی غزنوی شد؛ در همانجا آشنایی با برخی همنسلان و آموزگاران، مسیر فکری و ادبی او را تغییر داد. در همان سالها بود که به مطالعهی گستردهی ادبیات کلاسیک و معاصر، فلسفه، عرفان، تاریخ و جریانهای فکری جهان روی آورد. او بعدها بارها گفته بود که دوستیها و بحثهای فکری دوران نوجوانی، در شکلگیری شخصیت ادبی و فکریاش نقش تعیینکننده داشت.
داکتر صبورالله سیاسنگ در نیمهی دههی پنجاه خورشیدی وارد دانشکدهی طب دانشگاه/پوهنتون کابل شد، اما طب هرگز نتوانست او را از ادبیات جدا کند. او در کنار درس، به نوشتن شعر، داستان و مقاله ادامه داد و بهتدریج وارد فضای روشنفکری و سیاسی آن روزگار شد، که در آن، نسل جوان افغانستان درگیر پرسشهای بزرگ اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیک بود.
پس از تحولات سیاسی سال ۱۳۵۷، زندهگی او نیز دگرگون شد. آقای سیاسنگ به جریانهای مخالف حکومت وقت نزدیک شد و فعالیتهای سیاسی و فرهنگیاش گستردهتر گردید. در همان سالها، با نام مستعار «پلاتین» شعرها و نوشتههای سیاسی مینوشت و در نشریات مخفی و فرهنگی منتشر میکرد. این فعالیتها سبب شد که چندین بار بازداشت شود و سرانجام در سال ۱۹۸۰ برای مدت هفت سال و سه ماه در زندان پلچرخی کابل زندانی گردد.
دوران زندان، یکی از مهمترین فصلهای زندهگی او بود؛ تلخ، اما سرنوشتساز. خودش بعدها از زندان بهعنوان «دانشگاهی دیگر» یاد میکرد؛ جایی که نگاهش به انسان، آزادی، سیاست و زندهگی تغییر یافت. زندان، که جای شکنجه و محدودیتهاست، برای او افزون بر اینها، تجربهای شد که او را به درون انسان و حقیقت زندهگی نزدیکتر کند. بسیاری از اندیشهها و نگاههای انتقادی او، ریشه در همان سالهای تاریک دارد.
پس از رهایی از زندان، دوباره به دانشگاه/پوهنتون بازگشت و تحصیلات طب را به پایان رساند. در سالهای پسین، در بخشهای صحی و اجتماعی با نهادهای ملی و بینالمللی همکاری کرد و در جریان جنگهای داخلی افغانستان، در کنار مردم باقی ماند. او مدتی با سازمان داکتران بدون مرز و سپس با سازمان ملل متحد کار کرد و به ولایتهای مختلف کشور سفر نمود.
در میانهی دههی نود میلادی، در جریان درگیریهای کابل زخمی شد و مدتی را برای درمان در بیرون از افغانستان سپری کرد. سپس به همکاری با نهادهای فرهنگی و بشردوستانه ادامه داد و سرانجام در سال ۲۰۰۱ به کانادا مهاجرت نمود. او از آن زمان تاکنون در کانادا زندهگی میکند، اما مهاجرت هرگز نتوانست پیوند او را با افغانستان و ادبیات این سرزمین قطع کند.
داکتر سیاسنگ در مهاجرت نیز به نوشتن ادامه داد و بخش بزرگی از آثار مهمش را در همین سالها منتشر ساخت. نوشتههای او آمیزهای از خاطره، تاریخ، ادبیات، طنز، روایت سیاسی و تأمل انسانی است. او در آثارش، بیشتر از آنکه شعار بدهد، روایت میکند؛ روایت انسانهایی که زیر فشار جنگ، ایدئولوژی، زندان و مهاجرت خرد شدهاند، اما هنوز امید و انسانیت را از دست ندادهاند.
از داکتر سیاسنگ مجموعههای شعری، داستانی، پژوهشی و تاریخی متعددی منتشر شده است. آثاری چون های آذرشین، اگر بهار نیاید و پراکندههای پیوسته، بخشی از تجربههای ادبی و ذهنی او را بازتاب میدهند. در سالهای اخیر نیز کتابهایی چون ناشناس ناشناس نیست، من بیگناهم، تو بدگمانی، Stop، تیراژه، سوزن، گلولهباران بامداد بهار، پروندهی ناپدید و نیل توتیا منتشر شدهاند؛ آثاری که بیشتر آنها به حافظهی سیاسی افغانستان، شخصیتهای تاریخی، طنز سیاسی و روایت رویدادهای معاصر کشور میپردازند. همچنان، «برف میبارید؛ یادنامهی داکتر اکرم عثمان» از تازهترین کارهای او بهشمار میرود که اکنون در آستانهی چاپ قرار دارد.
سبک نگارش آقای سیاسنگ، صریح، روایی و آمیخته با تلخی و طنز است. او از آن نویسندهگانیست که ادبیات را ابزاری برای یادآوری، اعتراض و حفظ حافظهی جمعی میداند. در نوشتههایش، هم رنج دیده میشود، هم خشم، هم اندوه و هم نوعی امید پنهان به انسان.
قابل یادآوریست، در محافل گوناگونی که بهمناسبت بزرگداشت این چهرهی فرهنگی کشور برگزار شده بود، روایتهای فراوانی از شخصیت و فعالیتهای گستردهی او بازگو میشد. در یکی از همین روایتها، از او بهعنوان مدافع و حامی سرسخت زنان یاد شده است؛ ویژگیای که بر محبوبیتش در میان فرهنگیان افغانستان افزوده است.
داکتر صبورالله سیاسنگ
امروز در میان نسل فرهنگی افغانستان، بهعنوان نویسندهای شناخته میشود که سالهای
دشوار زندان، جنگ و مهاجرت را به ادبیات بدل کرده است؛ نویسندهای که از ژرفای
تجربههای سخت، زبانی برای روایت حقیقت ساخته و هنوز هم با همان شور نخستین مینویسد.
برای او تندرستی، عمر دراز، ذهن خلاق، قلم پُربار و روزگاری سرشار از آرامش و آفرینشهای ماندگار آرزو دارم.
با مهر و ارادت
سروش مهرنوش نیکزاد
یادداشت: در این نوشته، از مصاحبههای صوتی و تصویری، کتاب
چهرههای جاودان نوشته خانم ماریا دارو و ویبسایت خانهی مولانا استفاده شده است.
#سروشمهرنوشنیکزاد #داکترصبوراللهسیاسنگ #کابلقدیم #کابل #زندهگینامه

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر