استاد عبدالسمیع رفیع
(روانشناس، بیدلشناس و شارح بزرگ عرفان در روزگار ما)
استاد عبدالسمیع رفیع، ملقب به «رفیععلی اویسی»، از برجستهترین چهرههای فرهنگی، ادبی و عرفانی افغانستان معاصر بهشمار میرود. او اندیشمندی است که نامش با روانشناسی، عرفان، فلسفه، بیدلپژوهی و مولاناشناسی پیوندی ناگسستنی یافته و در شمار معدود شخصیتهایی قرار دارد که توانستهاند میان علوم انسانی جدید و سنت سترگ عرفانی و ادبی زبان دری، پلی عمیق و خلاقانه برقرار کنند.
استاد رفیع در ۱۳ جولای سال ۱۹۵۸ میلادی در شهر کابل دیده به جهان گشود. وی از همان سالهای نخست زندهگی، در فضای فرهنگی و معنوی پرورش یافت و بهتدریج مسیر علمی و عرفانی خویش را در حوزههای گوناگون دانش و معناشناسی انسانی دنبال کرد. او تحصیلات عالی خود را در رشتههای زبان و ادبیات دری، تعلیم و تربیت و روانشناسی به پایان رساند و با نگاه میانرشتهای خویش، توانست روانشناسی ژرفنگر را با فلسفه، عرفان و ادبیات پیوند زند.
استاد عبدالسمیع رفیع سالیان متمادی در کشور آلمان بهعنوان روانشناس، مشاور و کارشناس امور روانشناسی و قضایی فعالیت کرده و در کنار خدمات حرفهای، به پژوهش، تدریس، نگارش و ترویج فرهنگ و عرفان زبان دری نیز پرداخته است. آثار و اندیشههای او، در میان دانشجویان و پژوهشگران و همزمان در حلقات عرفانی، فرهنگی و ادبی افغانستان، ایران و کشورهای اروپایی با استقبال گسترده روبهرو شده است.
یکی از مهمترین وجوه شخصیت استاد رفیع، جایگاه ممتاز او در عرصه بیدلشناسی و مولاناپژوهی است. او از شناختهشدهترین شارحان اندیشههای میرزا عبدالقادر بیدل و مولانا جلالالدین محمد بلخی در روزگار معاصر بهشمار میرود. پژوهشهای گسترده و شرحهای عمیق او بر آثار بیدل، توانسته است بسیاری از پیچیدهترین مفاهیم عرفانی و فلسفی این شاعر بزرگ را برای نسل امروز قابل فهم و تفسیر سازد. در آثار او، عالمی از تفکر، حیرت، معنا و سلوک انسانی است.
در کنار بیدل، مولانا نیز جایگاه ویژهای در اندیشه و پژوهشهای استاد رفیع دارد. او با رویکردی روانشناختی و عرفانی، به بازخوانی مثنوی، غزلیات شمس و دیگر آثار مولانا پرداخته و کوشیده است پیوند میان عرفان کلاسیک و نیازهای روحی انسان معاصر را نشان دهد. همین نگاه نوگرایانه سبب شده است که آثار او در محافل دانشگاهی و فرهنگی، بهعنوان منابع مهم مطالعات عرفانی و ادبی مورد توجه قرار گیرد.
سلوک عرفانی استاد رفیع نیز بخش مهمی از زندهگی فکری او را تشکیل میدهد. وی نخستین آموزههای عرفانی را در محضر پدر بزرگوارش، که از مشایخ طریقت نقشبندیه بود، فرا گرفت. سپس در سال ۱۳۶۷ خورشیدی در هندوستان با طریقت چشتیه آشنا شد و مراحل این طریق را پیمود. بعدها در تهران، در پیوند با طریقت اویسیه، لقب «رفیععلی اویسی» را دریافت کرد؛ لقبی که بازتابدهنده پیوند روحی و معنوی او با سلسله عرفانی اویسیه است. از آن پس، بخش مهمی از آثار و پژوهشهای او به شرح و تفسیر رسالههای عرفانی و مفاهیم سلوکی این طریقت اختصاص یافت.
استاد عبدالسمیع رفیع از آندسته نویسندگانی است که عرفان را با زبان و مفاهیم معاصر بازخوانی کرده است. او در آثارش میکوشد مفاهیمی چون سیر درونی، ذکر خفی، معرفت باطنی و تجربه معنوی را در پرتو روانشناسی، فلسفه و هرمنوتیک معاصر توضیح دهد. همین ویژگی سبب شده است که نوشتههای او برای نسل جدید، زنده، قابل فهم و الهامبخش باشد. از دیگر خدمات ماندگار استاد رفیع، بنیانگذاری «انجمن گسترش اندیشه و عرفان مولانا و بیدل» در کشور آلمان است؛ نهادی فرهنگی و فکری که در سال ۱۳۸۴ خورشیدی تأسیس شد و هدف آن، احیای میراث عرفانی و ادبی زبان دری و ایجاد زمینه گفتوگوی فرهنگی میان اندیشمندان، پژوهشگران و علاقهمندان عرفان بوده است.
کارنامه علمی استاد رفیع، بسیار گسترده و پربار است. او نویسنده بیش از هفتاد عنوان کتاب در زمینههای عرفان، روانشناسی، فلسفه، نقد ادبی، تاریخ ادبیات و شرح آثار بزرگان ادب فارسیدری است. در میان آثار او میتوان به شرح مثنوی مولانا، شرح غزلیات شمس، حیرتآهنگ، جنون انشاء، شرح مثنویهای بیدل، آیینه حیرت، ترجمان عشق، روانشناسی و عرفان، نقد ادبی، تاریخ زبان و ادبیات دری و دهها اثر دیگر اشاره کرد. همچنان ده جلد کتاب به زبان آلمانی نیز از او منتشر شده است.
استاد عبدالسمیع رفیع را باید از چهرههای کمنظیر فرهنگ معاصر افغانستان دانست؛ اندیشمندی که توانسته است میان شعر، عرفان، فلسفه و روانشناسی پیوندی زنده و پویا برقرار سازد. آثار او افقهای تازهای را برای فهم انسان معاصر گشوده است. بیتردید، نام او در شمار ماندگارترین بیدلشناسان، مولاناپژوهان و روانشناسان افغانستان ثبت خواهد ماند.
مطالعۀ آثار استاد عبدالسمیع رفیع، برای هرکسی که به عرفان، ادبیات، روانشناسی و جهان اندیشۀ مولانا و بیدل علاقه دارد، تجربهای ارزشمند و الهامبخش خواهد بود.
برخی از آثار استاد عبدالسمیع رفیع
- شرح مثنوی مولانا
- شرح گزیدهٔ غزلیات شمس
- دیدار شمس با مولانا
- سماع و موسیقی در طریق عرفانی مولانا
- مولانا از دید روانشناسی
- روانشناسی درمانی با مولانا
- نگرشی بر کتاب «فیه ما فیه»
- وحدت وجود و شهود از دید مولانا
- مولانا، ابن عربی و بیدل
- از سجادهنشین باوقار تا سرحلقهٔ بزم بادهجویان (زندگی مولانا از تولد تا مرگ)
- حیرتآهنگ (در مورد بیدل)
- جنون انشاء (شرح گزیدهٔ غزلیات بیدل)
- میناگر حباب (سیری در گلستان معرفت بیدل)
- شرح مثنوی محیط اعظم بیدل
- شرح مثنوی طور معرفت بیدل
- شرح مثنوی طلسم حیرت بیدل
- شرح مثنوی عرفان بیدل
- شرح چهار عنصر بیدل
- تجلی عارفانه در رباعیات بیدل
- سعدی؛ درخت پرباری از بوستان معرفت
- لسانالغیب حافظ؛ رند وارسته
- تصوف و عرفان دهقان کابلی
- شیخ عطار؛ هفت شهر عشق
- گریهٔ نیمشبی (مولانا فیض کاشانی)
- خط سوم؛ الحاقات نادرست از زبان شمس
- شاهنامهٔ فردوسی یا هویت فرهنگی، ملی و تاریخی ما
- حضرت سنایی غزنوی؛ شرح آثار
- سبک خراسانی، عراقی، هندی و سیروسلوک زبان دری
- مولانا جامی
- روانشناسی و جامعهشناسی ادبیات
- شناسایی واژگان زبان دری
- تاریخ زبان و ادبیات دری
- علم موسیقی و شرح مقامها
- صوفی احمدعلی قندهاری
- راز جان و جهان؛ تأملی در اندیشهٔ ابنسینا بلخی
- امیرخسرو؛ شاعر عاشق، سالک طرب، معمار موسیقی
- روانشناسی و عرفان؛ انسان چند هویتی
- آیینهٔ حیرت (شرح تکبیتهای بیدل)
- ترجمان عشق
- جنون در دیوان غزلیات بیدل
- جنونمشربان؛ از حلاج تا بیدل
- در پرتو بیدل (شرح مفاهیم)
- شرح رسالههای عرفانی از پیران طریقت اویسی
- شرح مثنوی لوامع
- حکیم عمر خیام (شرح رباعیات)
- شعر چیست و شاعر کیست؟
- نقد ادبی
- نقد «شاعر آیینهها»
- از شیراز تا قونیه؛ تأثیر مولانا بر سلوک عرفانی سعدی
- سلوک معرفت
همچنان استاد عبدالسمیع رفیع، ده جلد کتاب به زبان آلمانی نیز تألیف کرده است.
نوشته شده توسط: سروش مهرنوش نیکزاد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر