نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد
در میان گذرهای شهر قدیم کابل یکی از گذرهای شناختهشده، «گذر سنگتراشی» است، که در غرب شوربازار موقعیت داشته و روزگاری مرکز هنر و صنعت سنگتراشی در شهر بهشمار میرفت.
بر
بنیاد منابع تاریخی، این محل بهنام «بازار سنگتراشی» نیز یاد میشد؛ زیرا
استادان ماهر سنگتراش در همین گذر دکان داشتند و با مهارت خاص خود انواع سنگهای
نفیس، از جمله مرمر و رخام را آماده و در اختیار مردم قرار میدادند. این صنعت،
افزون بر کاربرد ساختمانی، در تزیین بناها و ساخت اشیای هنری نیز نقش مهمی ایفا میکرد
و نشاندهنده سطح بالای ذوق و هنر در کابل قدیم بود.
در
همین گذر، دکانهایی با پیشههای گوناگون نیز دیده میشد؛ از آنجمله دکان استاد
عشقری که ابتدا به فروش نصوار مشغول بود و سپس به صحافی کتابها روی آورد. گفته میشود
که روزی جوانی که بر بایسکل سوار بود و نیای را که از کنار مرغابیهای شهدای
صالحین برداشته بود، در پیش روی بایسکل خود بسته و با شتاب از سمت تختهپل
شوربازار به سوی سنگتراشی میآمد. در همین هنگام عشقری صاحب که او را دید، فیالبداهه
ابیاتی را خواند که چنین آغاز میشد:
«همسر
سروقدت نی در نیستان نشکند
ساغر
عمرت ز گردشهای دوران نشکند»
او
در ادامه چند بیت دیگر نیز خواند و با همان شور شاعرانه جوان را بدرقه کرد.
در
بخشهای دیگر این گذر، مسجد سفید بابای خودی قرار دارد. نزدیکی این مسجد با زیارت
بابای خودی، به این گذر بُعدی معنوی نیز میبخشید.
بر
بنیاد روایت آقای مری جلیل یکی از باشندگان شهر قدیم، در دو سوی کوچه دکانهای
گوناگونی قرار داشت. در بخش سمت چپ، از سوی شوربازار، دکان حاجی ظاهر، ماهی و جلبیپزی
و در فصل بهار شیریخفروشی قرار داشت و پس از آن دکان خوراکهفروشی سرکاتب صاحب،
قصابی «عبدال زاغ»، دکان قادر قصاب، ترکاریفروشی پهلوان، قصابی کاکا قطبالدین و
دکان قالینفروشی قدیر دیده میشد. روایت شده است که استاد غلامحسین سرآهنگ
نیز گاهی در مقابل دکان قالینفروشی قدیر مینشست.
در
سمت دیگر کوچه، دکان برنجفروشی کاکا یونس بنیهگر، قرطاسیهفروشی محبوبی صاحب و
دکان ماما شیر قرار داشت. در امتداد همین رسته، دکان قصابی اولمیر با دکانداری
قاری جان، دکان تار و گدیپرانفروشی آصف عینک و دکان غلام حیدر مشهور به «حیدر
شوده» نیز فعالیت داشت. گفته میشود حیدر شوده افزون بر فروش تار و گدیپران،
مربای سیب و برخی خوراکیهای دیگر نیز تهیه میکرد.
سنگتراشی؛
گذر اهل قلم و عرفان
اما
روایت دیگری، چهره متفاوت و شاید مهمتری از این گذر را به یاد میآورد: سنگتراشی،
افزون بر پیشهوران، محل بودوباش شماری از اهل عرفان، ادب، موسیقی و هنر نیز بوده
است.
بر
بنیاد این روایت آقای محبوب جلالی، چهرههایی چون شایق جمال، صوفی عشقری، خالمحمد
خسته، حیدری وجودی و قندی آغا با این حوزه پیوند داشتهاند. همچنین از استاد قاسم
افغان و خانواده هنری او و استاد غلامحسین سرآهنگ بهعنوان چهرههای هنری مرتبط
با این گذر یاد شده است. گفته شده است که قندی آغا، بیدلشناس شناختهشده، همراه
با خانوادهاش در کوچه باغ نواب زندگی میکرد.
در
همین روایت از دو برادر به نامهای حاجی عبدالعزیز مشهور به «لنگر زمین»
و حاجی عبدالرحیم مشهور به «صوفی موج» نیز
یاد شده که از عیاران و قلمبدستان بودند و در همین محله زندهگی میکردند.
اگر
این روایتهای محلی را در کنار پیشینه سنگتراشی قرار دهیم، تصویر جالبی از این
بخش کابل قدیم شکل میگیرد: گذر سنگتراشی هم بازار و کارگاه بود، هم محل رفتوآمد
هنرمندان و اهل فرهنگ.
البته
برخی از این نسبتها بر پایه خاطرات و روایتهای شفاهی باشندگان است و برای تثبیت
تاریخی محل سکونت هر یک از این شخصیتها، بررسی اسناد و منابع مستقل میتواند
تصویر دقیقتری به دست دهد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر