۱۴۰۵ تیر ۱۴, یکشنبه

بازار مسگری کابل

 

نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد 

در شهر قدیم کابل، پیش از آن‌که جاده میوند چهره شهر را دگرگون سازد، یکی از پرجنب‌وجوش‌ترین مراکز اقتصادی و صنعتی قرار داشت: بازار مسگری‌. این بازار، که در امتداد چارچوک و میان بازار سراجی تا پایین‌چوک کابل کشیده می‌شد، افزون بر محل دادوستد، صحنه‌ای زنده از کار، مهارت و زنده‌گی شهری بود‌.



بر اساس کتاب «رهنمای کابل، ۱۳۴۵»، در یک سوی این بازار، صدها دکان مسگری فعالیت داشت و در سوی دیگر، دکان‌های خورده‌فروشی اجناسی چون باروت، چقماق، ریسمان‌های تاری و وسایل کوچک تعمیراتی را عرضه می‌کردند‌. این تنوع، بازار را به نقطه‌ای کلیدی برای تأمین نیازهای روزمره و حتی نظامی تبدیل کرده بود‌. در همین فضا، صدای مداوم چکش بر فلز، هیاهویی پیوسته می‌آفرید، چنان‌که عبور از آن، با آوایی کرکننده همراه بود‌.

روایت‌های دیگر از کتاب با «کابل قدیم آشنا شوید» نوشته مرحوم صوفی پاینده محمد کوشان، نیز همین تصویر را تأیید می‌کنند: بازاری سرپوشیده با سقف قیچی‌پوش، پر از جمعیت و کار مداوم‌. هیچ مسگری بیکار نبود و «ترنگ‌ترونگ» چکش‌ها، موسیقی همیشگی آنجا را می‌ساخت‌. در این میان، استادکاران نامداری چون خواجه نجم‌الدین، خواجه قیام‌الدین و خلیفه غلام‌حسین، با مهارت خود به این بازار اعتبار بخشیده بودند‌.

در آن زمان، مس یکی از اصلی‌ترین مواد برای ساخت ظروف خانگی بود‌. از دیگ‌های بزرگ گرفته تا کاسه، بشقاب، آفتابه، لگن، سماوار و سینی، همه با نقش‌ونگارهای ظریف و ابتکاری ساخته می‌شد‌. حتی با ورود ظروف آلومینیومی، مردم همچنان به استفاده از مس تمایل داشتند و باورهای رایج، مصرف فلزات جدید را با تردید همراه می‌ساخت‌. همین امر، رونق بازار مسگری را برای سال‌ها حفظ کرد‌.

بازار گره‌گاه کاروان‌ها نیز محسوب می‌شد‌. شترهایی که از هند مال‌التجاره می‌آوردند یا به آن‌سو می‌بردند، در این مسیر رفت‌وآمد داشتند و گاه ازدحام چنان می‌شد که راه بر عابران بسته می‌گردید‌. در کنار این جنب‌وجوش، حوادثی نیز رخ می‌داد؛ از جمله انفجاری در یکی از دکان‌های فروش باروت که نشان از خطرات پنهان در دل این بازار پرهیاهو داشت‌.

با احداث بخش دوم جاده میوند، بخش بزرگی از این بازار از میان رفت و رونق گذشته‌اش فروکش کرد‌. امروز، تنها چند دکان محدود در پشت این جاده، یادگاری از آن روزگار است‌. با این حال، بازار مسگری همچنان در حافظه تاریخی کابل زنده است؛ به‌عنوان نمادی از شهری که زمانی با صدای چکش و درخشش فلز سرخ، زنده‌گی می‌کرد‌.

روایت‌های مردم از بازار مسگری

اگرچه امروز از بازار بزرگ مسگری کابل تنها چند دکان باقی مانده است، اما خاطره آن هنوز در ذهن بسیاری از باشندگان کابل زنده است. پس از انتشار این روایت، شماری از شهروندان خاطرات خانوادگی و تجربه‌های خود را با ما در میان گذاشتند که بخشی از تاریخ شفاهی این بازار را روشن‌تر می‌سازد.

علی وهاب احدی از خانواده‌ای سخن می‌گوید که نسل‌ها با حرفه مسگری پیوند داشته‌اند. به روایت او، پدرش حاجی عبدالجبار و کاکاهایش عبدالغفار و حاجی حضرت در کار سفیدکاری و قلعی‌دادن ظروف مسی فعالیت می‌کردند و حاجی حلیم از مشهورترین دیگ‌سازان آن روزگار بود. او تأکید می‌کند که مسگران تنها همکار نبودند، بلکه مانند اعضای یک خانواده در غم و شادی یکدیگر شریک می‌شدند و میان آنان روحیه‌ای از اخلاص، همدلی و همکاری حاکم بود.

عایشه آرزو نیز از کاربرد روزمره این ظروف در خانه‌های کابل یاد می‌کند. او می‌نویسد که مادرکلانش هرچند وقت یک‌بار دیگ‌ها و چای‌جوش‌های مسی را برای سفیدکاری و نوسازی به بازار مسگری می‌برد تا دوباره مانند روز نخست بدرخشند. این روایت نشان می‌دهد که ظروف مسی نه تنها کالاهای مصرفی، بلکه بخشی از فرهنگ خانه‌داری و زندگی خانوادگی مردم کابل بودند.

محمدجواد عظیمی نیز از استاد حاجی محمدزمان عظیمی، یکی از مسگران قدیمی و از بنیان‌گذاران گذر مسگری، یاد می‌کند. به روایت او، این استاد سال‌های جوانی خود را صرف ساخت انواع ظروف مسی کرد؛ از دیگ‌های بزرگ پلوپزی، قورمه‌پز و سالندپز گرفته تا چلوصاف، تشت، چای‌جوش، سماوار در اندازه‌های گوناگون، ظروف حمام عروس، پتنوس، قندان، قاشق‌های غذاخوری و چای‌خوری و حتی لوازم تحریر فلزی. این روایت نشان می‌دهد که تولیدات بازار مسگری تقریباً همه نیازهای خانه‌های کابل را دربر می‌گرفت و هنر استادکاران این بازار، بخش مهمی از زندگی روزمره مردم را شکل می‌داد.

این خاطرات نشان می‌دهد که بازار مسگری یکی از کانون‌های مهم صنعت، مهارت، همبستگی اجتماعی و فرهنگ شهری کابل به شمار می‌رفت. هرچند بخش عمده این بازار با ایجاد جاده میوند از میان رفت، اما یاد استادکاران آن و صدای چکش‌هایی که روزگاری نبض شهر را می‌ساخت، همچنان در حافظه باشندگان کابل زنده مانده است.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تازه ترین مطالب

مقبرهٔ سه‌اغر؛ آرامگاه ویس اتکه و یادگار روزگار تیموری در کابل

  نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد  در دامنهٔ شرقی کوه تخت‌شاه، در میان گورستان تاریخی شهدای صالحین کابل و در جنوب آرامگاه تمیم انصار، گنبدی ت...

پربازدیدترین ها