نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد
در هفتههای اخیر، بارها از من خواسته شد دربارهٔ زیارتی که در مقابل فروشگاه افغان، نرسیده به فوارهٔ آب، قرار دارد، مطلبی تهیه کنم. به همین دلیل، با مراجعه به منابع تاریخی و روایتهای محلی، اطلاعات موجود هر چند اندک، دربارهٔ این زیارت را گردآوری کردم و در این نوشته با شما به اشتراک میگذارم.
در میان هیاهوی مرکز شهر کابل، در مقابل فروشگاه بزرگ افغان و نرسیده به فوارهٔ آب، زیارتی قدیمی قرار دارد که بسیاری از رهگذران هر روز از کنار آن عبور میکنند، اما کمتر کسی از پیشینهٔ آن آگاه است. زیارت بابا کیدانی که در برخی منابع از آن با نام بابا کهدانی نیز یاد شده، از زیارتگاههای کهن کابل به شمار میرود و در کتاب «اماکن تاریخی شهر کابل» نشر شاروالی کابل به عنوان «محل ممنوعه» ثبت شده است.
بر
بنیاد روایتهای مردمی و اطلاعات ثبتشده از سوی شاروالی کابل، بابا کیدانی از
عارفان و بزرگان اهل تصوف بوده است. در برخی روایتها نیز او را برادر بابای خودی
یا بابای اندخویی دانستهاند؛ هرچند دربارهٔ زندگی و زمان دقیق او اسناد تاریخی
اندکی در دست است.
ابراهیم
خلیل در کتاب «مزارات کابل» مینویسد که نام درست این زیارت بابا کهدانی
است و به مرور زمان در میان مردم به بابا کیدانی شهرت یافته است. به گفتهٔ او،
ساختمان زیارت از دو بخش «پیشخانه» و «پسخانه» تشکیل شده بود. در مرکز گنبدِ پسخانه،
قبر بابا کهدانی قرار داشت که به شکل گهوارهنما با چونهکاری ساخته شده بود و لوح
سنگی نداشت.
این
نویسنده همچنین یادآور میشود که در محوطهٔ زیارت، سه قبر دیگر نیز وجود داشته
است. دو قبر با چونهکاری پوشیده شده بود و بر روی قبر سوم صندوقی سنگی قرار داشت.
در قسمت بالای این صندوق، آیاتی از قرآن کریم حک شده و در بخش پایین آن چنین نوشتهای
دیده میشود:
«تاریخ
وفات المرحوم المغفور خواجه عمادالدین مسعود بن خواجه المرحوم خواجه محتشم.»
در
بخش پیشخانهٔ زیارت نیز قبری با کتارهٔ چوبی قرار داشت که به روایت مجاوران
زیارت، متعلق به سید عاشق علی شاه بود؛ قبری که آن نیز فاقد لوح سنگی بوده است.
زیارت
بابا کیدانی از جمله بناهای مذهبی کابل است که اگرچه امروز در میان ساختمانهای
جدید و ازدحام شهر پنهان مانده، اما همچنان بخشی از میراث معنوی و تاریخی پایتخت
به شمار میرود. این زیارت، یادگار روزگاری است که خانقاهها و آرامگاههای
عارفان، افزون بر جایگاه مذهبی، نقش مهمی در زندگی فرهنگی و اجتماعی کابل داشتند.
در آن دوران، طریقتهای نقشبندیه و قادریه از مهمترین جریانهای عرفانی افغانستان
به شمار میرفتند و بسیاری از عارفان، مشایخ و بزرگان شهر به یکی از این دو سلسله
وابسته بودند.
هر
دو طریقت در کابل پیروان فراوان داشتهاند و خانقاهها و زیارتگاههای وابسته به
آنها، محل گردهمایی اهل عرفان، آموزش علوم دینی، حل اختلافات اجتماعی و پذیرایی
از مسافران و نیازمندان به شمار میرفت.
از
همین رو، زیارتهای کابل، بخشی از هویت تاریخی کابل را شکل میدادند و تا دهههای
اخیر، در آیینهای مذهبی، محافل ذکر، مراسم مولود، ختم قرآن و گردهماییهای مردمی،
نقش پررنگی داشتند. زیارت بابا کیدانی نیز در همین بستر تاریخی معنا پیدا میکند؛
یادگاری از عصری که عرفان اسلامی یکی از ستونهای اصلی فرهنگ و زندگی اجتماعی کابل
بود و خانقاهها در کنار مساجد، از مهمترین مراکز پیوند مردم با دین، فرهنگ و
یکدیگر به شمار میرفتند.
منابع
مزارات شهر کابل. خلیل ابراهیم
اماکن تاریخی شهر کابل. شاروالی کابل
روایتهای محلی



هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر