۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۸, جمعه

کارته مأمورین کــابل

روایت‌هایی از کارته مأمورین کـــابل
نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد


کارته مأمورین، برای من بخشی از حافظه زنده‌گی‌ام است، که بیش از پنج سال از مهم‌ترین سال‌های عمرم را در آن سپری کرده‌ام. در این نوشته افزون بر اینکه به روایت‌های تاریخی می‌پردازم، چشم‌دیدها و خاطرات شخصی‌ام را نیز از این محله روایت می‌کنم.

وجه تسمیه‌‌ی «کارته مامورین»:
بسیاری از مورخان و تحلیل‌گران حوزه کابل‌شناسی، از جمله نویسندگان «شبکه تحلیل‌گران افغانستان» (AAN)، بر این باورند که واژه «کارته» ریشه در واژه فرانسوی Quartier دارد که به معنای «محله» یا «بخش شهری» است. بر بنیاد این دیدگاه، «کارته» به مناطقی اطلاق می‌شود که نه به‌گونه خودسر، بلکه بر اساس نقشه و طرح مهندسی‌شده شهری ایجاد شده‌اند. از همین رو، محلاتی چون کارته مامورین، کارته سه و کارته چهار، که از نخستین مناطق پلان‌شده کابل به شمار می‌رفتند، با این عنوان نام‌گذاری شدند تا از بافت‌های سنتی و قدیمی شهر متمایز گردند.[1] در برخی مدخل‌های ویکی‌پدیا نیز محلاتی چون کارته چهار و کارته نو به‌ترتیب «Fourth Quarter» و «New Quarter» ترجمه شده‌اند.[2]

در یادداشت‌های تاریخی مربوط به دهه‌های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی نیز آمده است که روند گسترش غرب کابل مطابق با معیارهای شهرسازی اروپایی صورت گرفته و نام‌گذاری‌هایی چون «کارته» بخشی از همین پروژه مدرن‌سازی شهری بوده است.[1]

در میانه قرن بیستم و در دوران سلطنت محمد ظاهرشاه، هنگامی که کابل به سمت غرب گسترش می‌یافت، کارته مأمورین به‌گونه ویژه برای اسکان کارمندان دولت و قشر تحصیل‌کرده طراحی شد.[1] این هدف، هنوز هم در سیمای محله قابل تشخیص است. اگر از سرک اول و دوم عبور کنید، خانه‌های قدیمی با ساختار حویلی‌دار - یادگار همان دهه‌ها - در برابر چشمان‌تان قرار می‌گیرد؛ خانه‌هایی که هنوز مأمورین دولتی، استادان و خانواده‌های‌شان در آن زنده‌گی می‌کنند. چند بلاک‌ استادان دانشگاه پولیتخنیک کابل در سرک دوم کارته مامورین در نزدیکی سیلو، و همچنان خانه‌های اجیران این دانشگاه در کوچه اول، نمونه‌های روشن از این تداوم تاریخی‌اند.

چهارراهی کارته مأمورین محل تلاقی مسیرهای مهم بوده است؛ نقطه‌ای که شمال و غرب کابل را به هم پیوند می‌دهد. در سال‌های اخیر، بازسازی این چهارراه و ایجاد سیستم چراغ‌های ترافیکی خورشیدی، تلاش تازه‌ای برای هماهنگ ساختن این محله با نیازهای شهر معاصر بوده است. از اینجا، مسیرها به سوی افشار، خوشحال‌خان، کوته‌سنگی، دانشگاه کابل و سایر بخش‌های غرب کابل امتداد می‌یابد و هر روز هزاران نفر از آن عبور می‌کنند.

کارته مأمورین همچنین چهره‌ای آموزشی و فرهنگی دارد. نزدیکی مستقیم آن با دانشگاه پولیتخنیک کابل، حضور مکتب دخترانه درخانی و ده‌ها مراکز آموزشی و مدارس دینی خصوصی و دولتی، این محله را به یکی از مراکز مهم آموزشی در ناحیه پنجم تبدیل کرده است. مسجد ابوذر غفاری نیز به‌عنوان یکی از مراکز دینی بزرگ، در کنار این نهادهای آموزشی، به بافت اجتماعی منطقه معنا و انسجام بیشتری می‌بخشد. ساختار شبکه‌ای سرک‌ها - به‌ویژه سرک اول و دوم - که از یک‌سو به جاده عمومی سیلو و از سوی دیگر به عمق خوشحال‌خان مینه وصل می‌شود، نشان‌دهنده همان نظم مهندسی‌شده‌ای است که در آغاز شکل‌گیری این محله مد نظر بوده است.[1] [3]

روایت‌ها و خاطرات شخصی من از این محل:
اما فراتر از این روایت تاریخی، کارته مأمورین برای من با تجربه‌های شخصی گره خورده است. در سال ۲۰۱۵، زمانی که به دانشکده مهندسی شیمی در دانشگاه پولی‌تخنیک کابل راه یافتم، این محله به بخشی از زندگی روزمره‌ام بدل شد. همان سال‌ها، در کانون علمی و فرهنگی نخبگان معارف در سرک اول، کوچه اول کارته مامورین، مشغول به تدریس زبان انگلیسی شدم؛ کاری که در ابتدا موقتی به نظر می‌رسید، اما بیش از پنج سال ادامه یافت. شاگردانم از مناطق مختلف کابل - از افشار و سیلو گرفته تا خوشحال‌خان، باغ‌بالا، بالاکوه افشار، کوته‌سنگی و کارته پروان و بهارستان - به اینجا می‌آمدند، و هر روز، این محله به نقطه تلاقی داستان‌های گوناگون زنده‌گی بدل می‌شد.[3]

نزدیکی مکتب دخترانه درخانی در مقابل پارک، فضای آموزشی ویژه‌ای ایجاد کرده بود و بسیاری از شاگردان ما از همان مکتب بودند. در آغاز سرک اول، مکتب و اکادمی کوشا نیز فعالیت داشت که در آن زمان توسط استاد نوید بهبود - پسر استاد غلام دستگیر بهبود استاد رشته آلمانی دانشگاه کابل - مدیریت می‌شد.[3] وجود خانه‌های وکلای پارلمان و حضور چهره‌های سیاسی نیز در این محله محسوس بود؛ از جمله خانه خانم فوزیه کوفی (وکیل پیشین پارلمان) در مقابل پارک و مکتب درخانی موقعیت دارد. در کنار آن، در مقابل دروازه شهرک بلاک‌های رهایشی استادان دانشگاه پولیتخنیک کابل، شرکت حاجی رسا و حاجی حمیدالله - پیمان‌کار پیشین گوشت و میوه وزارت داخله - موقعیت دارد. در چهارراهی، بعضی چاپخانه‌ها هنوز هم فعالیت‌ دارند بیشترین مراجعین شان دانشجویان دانشگاه پولیتخنیک کابل می‌باشد.[3]

موقعیت جغرافیایی کارته مأمورین نیز از امتیازهای آن به شمار می‌رود. نزدیکی به باغ‌بالا و هوتل انترکانتیننتال و مسیرهای منتهی به قرغه و پغمان، سبب شده تا این ناحیه نسبت به بسیاری از بخش‌های کابل، از آب‌وهوای نسبتاً پاک‌تر و معتدل‌تری برخوردار باشد. همین عوامل، در کنار دسترسی آسان به مراکز آموزشی و تجارتی، آن را به یکی از محلات محبوب برای زنده‌گی خانواده‌های فرهنگی و کارمندان تبدیل کرده است. [3]

برای من، این محله بخشی از روند شکل‌گیری هویت فردی‌ام را رقم زد. سال‌هایی که میان درس در دانشگاه پولی‌تخنیک کابل و تدریس در کانون نخبگان معارف سپری شد، سرشار از تجربه‌هایی بود که مسیر زنده‌گی‌ام را تغییر داد و سبب شد به چیزی‌که فعلن هستم، تبدیل شوم. کارته مأمورین، با همه کوچه‌ها، صداها و خاطراتش، هنوز هم در ذهنم به‌عنوان یکی از زنده‌ترین فصل‌های زندگی باقی مانده است. [3]

روایت‌های مردم از کارته مأمورین:

پس از انتشار این نوشته، شماری از خوانندگان که خود سال‌ها در کارته مأمورین زیسته بودند، خاطرات و روایت‌های ارزشمندی را با ما در میان گذاشتند. این روایت‌ها، تصویری زنده از دگرگونی این محله در طی چندین دهه ارائه می‌کنند.

عبدالغفار جمشیدی که بیش از شصت و پنج سال پیش در این محله زندگی می‌کرد، از روزگاری یاد می‌کند که هنوز از سرک‌های امروزی، دانشگاه پولیتخنیک و خانه‌های فراوان خبری نبود. به روایت او، خانواده‌اش در سال ۱۳۴۴ خورشیدی در سرک دوم، نزدیک ایستگاه باغ‌بالا، سکونت داشتند. پدرش از صاحب‌منصبان اردوی وقت بود و در همسایگی چند تن از جنرالان آن دوره زندگی می‌کردند. او می‌نویسد که در آن زمان تنها مسیر آسفالت‌شده، سرکی بود که تا گردنه باغ‌بالا امتداد داشت و از آنجا تا کوته‌سنگی، راه‌ها هنوز خاکی بود و تنها چند موتر مسافربری در آن رفت‌وآمد می‌کردند. به گفته او، در سال ۱۳۴۶ خورشیدی، شفیع رهگذر، شاروال کابل، طرح ساخت نخستین خانه‌های کانکریتی این محله را آغاز کرد و خود نیز در یکی از همان خانه‌ها سکونت داشت. او همچنین از مکتب درخانی و هم‌صنفی بودن با دختران شفیع رهگذر، پروین و زهره، یاد می‌کند و آن سال‌ها را با حسرت به خاطر می‌آورد.

عزیز ناصر نیز خاطرات خود را به بیش از پنجاه سال پیش بازمی‌گرداند؛ زمانی که خانواده‌اش نخستین سنگ تهداب خانه‌شان را در سرک اول کارته مأمورین گذاشتند. او می‌نویسد که در آن روزگار، آب آشامیدنی زلال از کوه‌های پغمان از طریق نل به خانه‌ها می‌رسید و آن سوی سرک هنوز خوشحال‌مینه به شکل امروزی آباد نشده بود. به گفته او، بس‌های برقی در این مسیر رفت‌وآمد می‌کردند و خودش بارها از پشت سیلو تا جمال‌مینه و دانشگاه کابل را پیاده می‌پیمود. او از استاد برهان غیاثی، یکی از استادان دانشگاه پولیتخنیک، نیز یاد می‌کند که در بلاک‌های ویژه استادان سکونت داشت. عصرها برای تفریح به باغ‌بالا می‌رفتند و از آن ارتفاع، کارته پروان را تماشا می‌کردند. اما این آرامش پس از رویداد هفتم ثور ۱۳۵۷ از میان رفت. به روایت او، ناامنی در خوشحال‌مینه افزایش یافت و خانواده‌اش ناچار شدند خانه‌ای را که با سال‌ها زحمت ساخته بودند، بفروشند و مهاجرت کنند؛ مهاجرتی که به گفته او تا امروز ادامه یافته است.

آقای احسان واصل نیز خاطره‌ای متفاوت اما خواندنی از سال‌های دانشجویی خود در دانشگاه پولیتخنیک کابل نقل می‌کند. او می‌نویسد که در سال چهارم یا پنجم رشته استخراج معادن، مضمون «انفجار احجار» را نزد استادی از داغستان اتحاد شوروی می‌خواندند؛ استادی که خود از سربازان جنگ جهانی دوم بود و تجربه خنثی‌سازی بمب‌های عمل‌نکرده را داشت. به گفته او، روزی استاد از وجود تخته‌سنگ بزرگی در حویلی یکی از استادان دانشگاه در کارته مأمورین آگاه شد؛ سنگی که سال‌ها مزاحم صاحب‌خانه بود و کسی توان جابه‌جایی آن را نداشت. با وجود نگرانی صاحب‌خانه از آسیب دیدن ساختمان، استاد مسئولیت کار را پذیرفت، دانشجویان را به محل برد و پس از سوراخ‌کاری و کارگذاری مواد انفجاری، سنگ عظیم را با انفجاری بسیار کنترل‌شده و تنها با صدایی خفیف به قطعات کوچک تبدیل کرد. احسان واصل می‌نویسد که پس از پایان کار، صاحب‌خانه از دانشجویان و استاد پذیرایی کرد و آن روز به یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین خاطرات دوران دانشجویی آنان تبدیل شد.

این روایت‌های مردمی نشان می‌دهد که کارته مأمورین در حافظه نسل‌های مختلف، نماد گسترش شهر نوین کابل، زندگی آرام دهه‌های پیشین، شکوفایی علمی و دانشگاهی، و در عین حال، شاهد دگرگونی‌های سیاسی و اجتماعی پر فراز و نشیب افغانستان بوده است. همین خاطرات است که روح واقعی این محله را زنده نگه می‌دارد و تاریخ آن را از چارچوب اسناد رسمی فراتر می‌برد.


هشتگ‌ها:
#کارته_مامورین #تاریخ_کابل #سروش_مهرنوش_نیکزاد #پولی_تخنیک_کابل #UrbanHistory #Kabul #KarteMamurin


منابع

[1] Afghanistan Analysts Network. Fabrizio Foschini. Kabul Unpacked: A Geographical Guide to a Metropolis in the Making. Kabul: Afghanistan Analysts Network (AAN), 2019.

[2] Wikipedia. “Karte (Kabul neighborhoods terminology)” و مطالب مرتبط با ریشه‌شناسی واژه «کارته/Quartier».

[3] مشاهدات، خاطرات و روایت‌های شخصی، سروش مهرنوش نیکزاد، ۲۰۱۵–۲۰۲۶.




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

تازه ترین مطالب

مقبرهٔ سه‌اغر؛ آرامگاه ویس اتکه و یادگار روزگار تیموری در کابل

  نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد  در دامنهٔ شرقی کوه تخت‌شاه، در میان گورستان تاریخی شهدای صالحین کابل و در جنوب آرامگاه تمیم انصار، گنبدی ت...

پربازدیدترین ها